پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

طریق التحقیق

بخش ۴۱ - **‌*

تا جهان است؛ کار او این است

نوش او نیش و مهر او کین است

اندر این خاکدان افسرده

هیچ کس نیست از غم آسوده

آنچنان زی در او که وقت رحیل

بیش باشد به رفتنت تعجیل

رخت بیرون فکن ز دار غرور

چه نشینی میان دیو شرور؟‌

حسد و حرص را به گور مبر

دشمنان را به راه دور مبر

دو رفیقند هر دو ناخوش و زشت

باز دارندت این و آن ز بهشت

پیشتر زآنکه مرگ پیش آید

از چنین مرگ زندگی زاید

به چنین مرگ هرکه بشتابد

از چنین مرگ زندگی یابد

تا از این زندگی نمیری تو

در کف دیو خود اسیری تو

نفس تو تا بدیش عادت و خوست

به حقیقت بدان‌که دیو تو اوست

مرده‌دل گشتی و پراکنده

کوش تا جمع باشی و زنده

ادامه‌ی طریق التحقیق

  1. بخش ۴۳ - اولیاء الله لایموتون ولکن ینتقلون من دار الی دارهر که در راه عشق گردد مات
  2. بخش ۴۴ - فصل در اثبات رؤیت الله تعالیمرکب جهد زیر ران آرد
  3. بخش ۴۵ - لا تدرکه الابصار وهو یدرک الابصار، طلب الهدایة والتوفیق بالعمل الصالحای به خود راه خویش گم کرده
  4. بخش ۴۶ - در صفت کبر و عجبخوبرویی تو زشتخوی مباش
  5. بخش ۴۷ - و ان علیک لعنتی الی یوم الدین‌تا توانی به گرد کبر مگرد
  6. بخش ۴۸ - فصل در مذمّت مرائی و ریائیصفت آنکه داردش حق دوست
  7. بخش ۴۹ - اَلَّذینَ یَذْکُرونَ اللهَ قیاماً و قُعوداً وَ عَلَی جُنوبِهِم‌ْباش پیوسته با خضوع و بکا
  8. بخش ۵۰ - شرف المؤمن استغناؤه عن الناسجهد آن کن که سرفراز شوی
همه‌ی طریق التحقیق ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.