پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

طریق التحقیق

بخش ۳۲ - حکایت

دوش ناگه نهفته از اغیار

یافتم بر در سرایش بار

مجلسش زان سوی جهان دیدم

دور از اندیشه و گمان دیدم

مجمعی دیدم پر از عشاق

جَسته از بند گنبد زراق

چار تکبیر کرده بر دو جهان

گشته فارغ ز شغل هر دو جهان

باده از جام معرفت خورده

راه زان سوی شش‌جهت کرده

همه گویای بی‌زبان بودند

همه بی‌دیده‌‌، نقش‌خوان بودند

ماجرایی که آن زمان می‌رفت

سخن الحق نه بر زبان می‌رفت

نکته‌ها رفت بس شگرف آنجا

درنگنجید صورت و حرف آنجا

صوت و حرف از جهان جسم بود

بهر ترکیب فعل و اسم بود

ادامه‌ی طریق التحقیق

  1. بخش ۳۴ - صفت اصحاب الطریقهرهروانی که وصل اوجویند
  2. بخش ۳۵ - فی مقعد صدق عند ملیک مقتدرساکنانی که جمله چون روحند
  3. بخش ۳۶ - انما اموالکم واولادکم فتنهچه کنی عیش با زن و فرزند؟
  4. بخش ۳۷ - منهاج العارفین و معراج العاشقینای همه ساله پای بست غرور
  5. بخش ۳۸ - خطوتان وقد وصلخود تو کاهل نشینی ای غافل
  6. بخش ۳۹ - کل نفس ذائقة الموت ثم الیناترجعونهر که آمد در این سرای غرور
  7. بخش ۴۰ - حکایتای شنیده فسانه بسیاری
  8. بخش ۴۱ - **‌*تا جهان است؛ کار او این است
همه‌ی طریق التحقیق ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.