پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

طریق التحقیق

بخش ۳۱ - من عرف نفسه فقد عرف ربه

بگذر از وَهم و این سخن بگذار

کی بود وهم مُدرک اسرار

دل تواند یکی مطالعه کرد

لوح اسرار قرب مبدع فرد

هر چه عین کمال معرفت است

خاص دل‌راست‌کاین‌بهین‌صفت‌است

دل چو در عالم بشر باشد

زان معانیش کی خبر باشد

تا مکاشف نگشت نتواند

که از آن نقطه‌ای فرو خواند

تا مجرد نشد زفعل ذمیم

حق خطابش نکرد «قلب سلیم»

بشریت چو از تو دور شود

آنچه عین دل است نور شود

چون شود کشف سر عالم غیب

زود معنی نهندت اندرجیب

چون بیابی حقیقت اخلاص

ره کنی قطع تا سرادق خاص

بر بساط جلال بنشینی

آنچه بینی به چشم دل بینی

گر تو خود را در آن جهان فکنی

فرش عزت برآسمان فکنی

ادامه‌ی طریق التحقیق

  1. بخش ۳۳ - ما رَأَیْتُ شَیْئاً إِلّا وَ رَأَیْتُ اللهَ فیهِدر جهانی که عالم ثانی است
  2. بخش ۳۴ - صفت اصحاب الطریقهرهروانی که وصل اوجویند
  3. بخش ۳۵ - فی مقعد صدق عند ملیک مقتدرساکنانی که جمله چون روحند
  4. بخش ۳۶ - انما اموالکم واولادکم فتنهچه کنی عیش با زن و فرزند؟
  5. بخش ۳۷ - منهاج العارفین و معراج العاشقینای همه ساله پای بست غرور
  6. بخش ۳۸ - خطوتان وقد وصلخود تو کاهل نشینی ای غافل
  7. بخش ۳۹ - کل نفس ذائقة الموت ثم الیناترجعونهر که آمد در این سرای غرور
  8. بخش ۴۰ - حکایتای شنیده فسانه بسیاری
همه‌ی طریق التحقیق ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.