پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

طریق التحقیق

بخش ۲۹ - قائد نفوس السالکین و نزهه قلوب المحققین

ای شده پای بست و زندانی

اندرین خاکدان ظلمانی

تاکی این گفت و گوی پر باطل

تاکی این جست و جوی بی حاصل

راه رو راه‌، گرد گفت مگرد

که به گفتار ره نشاید کرد

تا ز بند هوا برون نایی

ندهندت کمال بینایی

نبری ره به عالم وحدت

نتوانی زدن دم وحدت

زین نشیمن سفر به بالاکن

خویشتن را چو عقل والا کن

دم به تجرید زن‌که بی تجرید

نرسد کس به عالم توحید

ادامه‌ی طریق التحقیق

  1. بخش ۳۱ - من عرف نفسه فقد عرف ربهبگذر از وَهم و این سخن بگذار
  2. بخش ۳۲ - حکایتدوش ناگه نهفته از اغیار
  3. بخش ۳۳ - ما رَأَیْتُ شَیْئاً إِلّا وَ رَأَیْتُ اللهَ فیهِدر جهانی که عالم ثانی است
  4. بخش ۳۴ - صفت اصحاب الطریقهرهروانی که وصل اوجویند
  5. بخش ۳۵ - فی مقعد صدق عند ملیک مقتدرساکنانی که جمله چون روحند
  6. بخش ۳۶ - انما اموالکم واولادکم فتنهچه کنی عیش با زن و فرزند؟
  7. بخش ۳۷ - منهاج العارفین و معراج العاشقینای همه ساله پای بست غرور
  8. بخش ۳۸ - خطوتان وقد وصلخود تو کاهل نشینی ای غافل
همه‌ی طریق التحقیق ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.