پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران

بخش ۲۸ - فی مذمّة اعدائه و حسّاده

خالِ ما بود خصم او حالی

لیک از جمله خیرها خالی

خال مشکین نبود بر خورشید

خال بر دیده بود لیک سپید

آنکه مرد دها و تلبیس است

آن ته خال و نه عم که ابلیس است

وانکه خوانی کنون معاویه‌اش

دان که در هاویه‌ست زاویه‌اش

شیر حق زین جهان بپرهیزد

سگ بود کز کلیجه نگریزد

تابش روح خواهد و تفِ صدر

روز خود بدر خواهد و شب قدر

آنکه جز ابله و منافق نیست

شرم مخلوق و ترس خالق نیست

کرده خصمان او چه بنده چه حر

مطبخ اینجا و دوزخ آنجا پر

بهر کردی به زیر چرخ کبود

کیسه با کاسه پر تواند بود

چه خطر دارد آل بوسفیان

که برآرند نامشان به زبان

آل مروان و آل سفله زیاد

که نرفتند جز به راه عناد

با علی کی بود مخنّ دوست

کی زُبیر عوام بابت اوست

در ره دین یک زیاد بدند

طاغیان همچو قوم عاد بدند

دور دورند در نهاد و سرشت

باغیانش ز باغهای بهشت

دین باغی میان خوف و رجا

طمع لقمه دان و بیم قفا

هرکه او برعلی برون آید

روز محشر بگو که چون آید

هرکه باشد خوارج و ملعون

واجب آنست کش بریزی خون

پس تو گویی که حزم و حلم و وقار

بود با حالتِ معاویه یار

بغی کردن برو حلیمی نیست

علی آزردن از حکیمی نیست

کی بُوَد آن کسی حکیم که او

درِ دکان دماغ شش پهلو

کند از بهر لوت و باد بروت

سینه را همچو قلعهٔ الموت

از برای دو سیر روغن گاو

معده چون آسیا گلو چون ناو

آنکه بر مرتضی برون آید

سوی عاقل امام چون آید

مصطفی گاه رفتن از دنیا

چون بسیجید منزل عقبی

جمله اصحاب مر ورا گفتند

که چه بگذاشتی برآشفتند

گفت بگذاشتم کلام‌اللّٰه

عترتم را نکو کنید نگاه

باز یاران که نایبان منند

همه چون نورِ دیدگان منند

آنکه ز ابلیس حیله جویدر و غدر

او مر ادریس را چه داند قدر

نه علی از خسان زبون بودی

شیر با گاو میش چون بودی

صورت ملک را که روح نداشت

از پی مرد صورتی بگذاشت

ملک معنی گرفت و نیک براند

آیتِ عزل خویشتن برخواند

دل هرک از محبتش خالیست

نه دلست آن که زرق و محتالیست

دل آن کو به مهر او پیوست

از عوانان روزِ حشر برست

نشوی غافل از بنی‌هاشم

وز یداللّٰه فوق ایدیهم

داد حق شیر این جهان همه را

جز فطامش نداد فاطمه را

دور کرد آن دو گبر ناخوش را

سیر کرد آن دوگونه آتش را

نه غرض بود داعیهٔ مردیش

نه عوض باعث جوانمردیش

جانب هرکه با علی نه نکوست

هرکه گو باش من ندارم دوست

هرکه او با علیست دین می‌دان

ورنه چون نقش پارگین می‌دان

خال ما داد بهر دنیا را

زهر مر نورِ چشم زهرا را

هرکرا خال از این شمار بود

مر ورا با علی چکار بود

گر همی خال بایدت ناچار

پور بوبکر را به خال انگار

عایشه به بود ز خواهر او

خال ما به بُوَد برادر او

حفصه و زینب و دویم زینب

آنکه او را خُزیمه بودش اب

باز میمونه بود و ریحانه

که شد آراسته بدو خانه

چون فتادی به دخت بوسفیان

که ازو گشت خاندان ویران

این همه جفت مصطفی بودند

جملگی مادران ما بودند

هریکی را برادران بودند

مصطفی را بسان جان بودند

از چه مخصوص شد به خالی ما

ابن سفیان زیان حالی ما

ای سنایی سخن دراز مکش

کوتهی به ز قصّهٔ ناخوش

جای تطویل نیست در گفتار

اختصار اندرین سخن پیش آر

بگذر از گفتگوی بیهوده

تا شوی سال و ماه آسوده

ای سنایی بگوی خوب سخن

در ثنای گزیده میر حسن

قرة‌العین مصطفای گزین

شاه اسلام و شرع و خسرو دین

ادامه‌ی الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران

  1. بخش ۳۰ - در فضیلت امیرالمؤمنین حسن‌بن علی علیه‌السّلام ذکر الحسن یذهب الحزنبوعلی آنکه در مشام ولی
  2. بخش ۳۱ - سبب قتل امیرالمؤمنین حسن‌بن علی علیه‌السّلامکرد خصمان برو جهان فراخ
  3. بخش ۳۲ - در مناقب امیرالمؤمنین حسین‌بن علی علیهماالسّلامذکر الحسین یضئی العینین سلالة الانبیاء و ولدالاصفیا والاولیاء والاوصیاء و شهید الکربلاء و قرّة عین المصطفی، بضعة المرتضی و کبد فاطمة‌الزهراء رضی‌اللّٰه عنه و عن‌والدیه، قال‌اللّٰه سبحانه و تعالی عزّ من قائل فی‌محکم کتابه: ان‌الذین یؤذون‌اللّٰه و رسوله لعن
  4. بخش ۳۳ - صفت قتل حسین‌بن علی علیه‌السّلام به اشارهٔ یزید علیه اللعنةدشمنان قصد جان او کردند
  5. بخش ۳۴ - در صفت کربلا و نسیم مشهد معظّمحبّذا کربلا و آن تعظیم
  6. بخش ۳۵ - التّمثّل فی الاشتیاق الی المشهد المعظّم؛ المرأة الصّالحة خیرٌ من الف رجلٍ سوءٍبود در شهر کوفه پیرزنی
  7. بخش ۳۶ - صفة اصرار الاعداء والباغین لعنهم‌اللّٰهآدمی چون بداشت دست از صیت
  8. بخش ۳۷ - ستایش امام ابوحنیفه رضی‌اللّٰه عنهذکر الامامین الهادیین ابی‌حنیفة نعمان‌بن ثابت الکوفی و محمدبن ادریس الشافعی رحمة‌اللّٰه علیهما. فی مناقب الامام الاعظم الزاهد مفتاح الشریعة کنوز الذریعة نظام‌الدّین قوام‌الاسلام ابی حنیفة نعمان‌بن ثابت الکوفی رحمة‌اللّٰه علیه، ذکرالنعمان صون عن‌الحرمان، ق
همه‌ی الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.