پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران

بخش ۳۶ - صفة اصرار الاعداء والباغین لعنهم‌اللّٰه

آدمی چون بداشت دست از صیت

هرچه خواهی بکن که فاصنع شیت

هرکه راضی شود به کردهٔ زشت

نزد آنکس چه دوزخ و چه بهشت

مرد عاقل برآن کسی خندد

کز پی خویش نار بپسندد

دین به دنیا بخیره بفروشد

نکند نیک و در بدی کوشد

خیره راضی شود به خون حسین

که فزون بود وقعش از ثقلین

آنکه را این خبیث خال بُوَد

مؤمنان را کی ابن خال بُوَد

من از این ابن‌خال بیزارم

کز پدر نیز هم دل آزارم

پس تو گویی یزید میر منست

عمروعاص پلید پیرِ منست

آنکه را عمروعاص باشد پیر

با یزید پلید باشد میر

مستحق عذاب و نفرین است

بد ره و بد فعال و بد دین است

لعنت دادگر برآنکس باد

که مر او را کند به نیکی یاد

من نیم دوستدار شمر و یزید

زان قبیله منم به عهد بعید

هرکه راضی شود به بد کردن

لعنتش طوق گشت در گردن

از سنایی به جان میر حسین

صد هزاران ثناست دایم دَین

ادامه‌ی الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران

  1. بخش ۳۸ - ستایش امام شافعی رضی‌اللّٰه عنهذکر الامام العالم العارف جمال‌الدّین کمال الاسلام مفتی الشرق والغرب سیّدالعلماء والفقهاء مفتاح الشریعة سراج‌السنّه کنوز الاحادیث ابی‌عبداللّٰه محمّدبن ادریس شافعی رحمة‌اللّٰه علیه.
  2. بخش ۳۹ - فی مناقبهما رحمة‌اللّٰه علیهماهر دو همراه راه دین بودند
  3. بخش ۴۰ - فی مذمّة اهل التّعصّب و نصیحة الفریقین وفّقهما اللّٰه تعالیهیچ را در جهان ز علم و ز ظن
  4. بخش ۴۱ - فصل فی‌الزّهد والحکمة والموعظة والنصیحةعزمت از حضرت نبی و علیست
  5. بخش ۴۲ - فی‌الرائحة الکریهة علی غیبة اخ المسلمگفت روزی مرید خود را پیر
  6. بخش ۴۳ - التمثیل فی‌المجاهدةگفت روزی مرید با پیری
  7. بخش ۴۴ - فی‌الاجتهاد و طلب‌التقویعبداللّٰه رواحه یارِ رسول
  8. بخش ۴۵ - التمثیل فی‌التّقوی، سؤال موسی علیه‌السّلام عنّ‌اللّٰه عزّ وجل قال ای شیء خلقت افضل من‌الاشیاءدر مناجات با خدا موسی
همه‌ی الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.