پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران

بخش ۲۶ - صفت حرب صفّین و کشته شدن عمّار یاسر رضی اللّٰه عنه

روز صفّین چو حرب در پیوست

گرم شد کارزار دستا دست

زود عمار یاسر آمد پیش

که فدا کرد خواهم این سرِ خویش

آلت و ساز حرب پیش آرید

ور شوم کشته زنده انگارید

از پی دین جو جان کنم ایثار

روز محشر مگر نمانم خوار

سال او درگذشته از صد و پنج

تیغ را برکشید زود به رنج

چشم خود را عصابه‌ای بربست

به بسی رنجها بر اسب نشست

در مصاف آمد و بگفت نسب

که منم شیخ دین و پیرِ عرب

کرد جولان و گفت تکبیری

سفله مردی بزد ورا تیری

سبک از اسب خود بزیر افتاد

در زمان جان به رنج و درد بداد

چون بدیدند مرد را زان‌سان

زود برخاست زان میانه فغان

که شنیدیم ما ز قول رسول

که بگفت این سخن به شوی بتول

گفت عمّار بس همایونست

قاتلِ او بدان که ملعونست

این زمان کشته شد چه چاره کنیم

دل در این درد و رنج پاره کنیم

همه تیغ و سپر بیفگندند

خُود و مغفر ز سر بیفگندند

عمر و عاص این حدیث چون بشنید

به جز از مکر هیچ چاره ندید

گفت ظنّ شما خطاست چنین

این همه گفت و گو چراست چنین

آنکه صدساله را به حرب آرد

بی‌شک او را به کشته انگارد

پس علی بود قاتل عمّار

نیست جای ملامت و گفتار

جمله راضی شدند و بشنیدند

رونق کار خود در آن دیدند

آنکه را مکر از این نمط باشد

مرد خوانی ورا غلط باشد

با چنین کس علی نیامیزد

شاید ار عقل ازو بپرهیزد

خشم او میغ بود و او خورشید

چه محل میغ را برِ خورشید

او ز خصمان چو نام بود از ننگ

او ز مردان چو لعل بود از سنگ

زان ازو خصم او فروتر بود

که خرد را امام حیدر بود

مرد را چون ز پس بُوَد خورشید

سایه پیشی کند برو جاوید

او امامی ضیا گزید همی

سایه زان پیش او دوید همی

آنکه خوانش همیشه با نان بود

هم دعای رسول یزدان بود

او چو خورشید بود خصمش میغ

میغ کوتاه کرد از وی تیغ

او ز خصمان سپر نیفکندی

حلم را کار بست یک چندی

خصم را روز چند مهلت داد

لاجرم خصم پایدام نهاد

ادامه‌ی الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران

  1. بخش ۲۸ - فی مذمّة اعدائه و حسّادهخالِ ما بود خصم او حالی
  2. بخش ۲۹ - در ستایش امام حسن و امام حسین رضی‌اللّٰه عنهمافی فضیلة امیرین العادلین والسبطین قرتی العینین سیدا شباب اهل الجنّة الحسن والحسین رضوان‌اللّٰه علیهما، قال النبی صلی‌اللّٰه علیه و سلّم: اولادنا اکبادنا فان عاشوا حزنونا وان ماتوا قتلونا، و قال ایضا صلی‌اللّٰه علیه و آله و سلّم: نعم الراکب و نعم الجمل و ا
  3. بخش ۳۰ - در فضیلت امیرالمؤمنین حسن‌بن علی علیه‌السّلام ذکر الحسن یذهب الحزنبوعلی آنکه در مشام ولی
  4. بخش ۳۱ - سبب قتل امیرالمؤمنین حسن‌بن علی علیه‌السّلامکرد خصمان برو جهان فراخ
  5. بخش ۳۲ - در مناقب امیرالمؤمنین حسین‌بن علی علیهماالسّلامذکر الحسین یضئی العینین سلالة الانبیاء و ولدالاصفیا والاولیاء والاوصیاء و شهید الکربلاء و قرّة عین المصطفی، بضعة المرتضی و کبد فاطمة‌الزهراء رضی‌اللّٰه عنه و عن‌والدیه، قال‌اللّٰه سبحانه و تعالی عزّ من قائل فی‌محکم کتابه: ان‌الذین یؤذون‌اللّٰه و رسوله لعن
  6. بخش ۳۳ - صفت قتل حسین‌بن علی علیه‌السّلام به اشارهٔ یزید علیه اللعنةدشمنان قصد جان او کردند
  7. بخش ۳۴ - در صفت کربلا و نسیم مشهد معظّمحبّذا کربلا و آن تعظیم
  8. بخش ۳۵ - التّمثّل فی الاشتیاق الی المشهد المعظّم؛ المرأة الصّالحة خیرٌ من الف رجلٍ سوءٍبود در شهر کوفه پیرزنی
همه‌ی الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.