پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران

بخش ۱۷ - فی فضیلته علیه‌السلام علی جبرئیل و سائر الانبیاء علیهم‌السلام

شب معراج چون به حضرت رفت

با هزاران جلال و عزّت رفت

چون به رفرف رسید روح امین

جُست فرقت ز مصطفای گزین

جبرئیل از مقام معلومش

باز گشت و بماند محرومش

گفت شاها کنون تو خود بخرام

که مرا بیش از این نماند مقام

پیش از این گر بیایم انگشتی

یا بر این روی آورم پشتی

همچو انگشت سوخته سر و پشت

گرددم پا و پنجه و انگشت

جبرئیل این سخن روایت کرد

با ملائک همین حکایت کرد

گفت نز عجز بازگشتم من

یا بگرد نیاز گشتم من

مصطفی را صفا و قرب کرام

بر درِ ذوالجلال و الاکرام

چون ز کونین به در نهاد قدم

حدثان را بماند و ماند قدم

تا سفر بود در حدث ما را

مشکلش بود در عبث ما را

سائل او بود و من ورا مسؤول

هر دو همواره حامل و محمول

او ز من حالها همی پرسید

من همی شرح دادم آنچه بدید

چون قدم بر نهاد بر کونین

مر مرا گشت دوخته عینین

گفتم ار زین سپس سؤال کند

هرچه گوید مرا زوال کند

حدثان را جواب آسان بود

لیک جان از قدم هراسان بود

بی‌خبر بودم از حدیث قدم

گشت ما را ضعیف پر و قدم

بیش از آنم نماند تاب جواب

گشت از آن حال و کار من در تاب

او برفت و بدید آنچه بدید

گفت با حق سخن جواب شنید

من ز نادیده و ندانسته

باز ماندم شدم زبان بسته

بیش از آن مر مرا مجال نماند

حدثان را زبان قال نماند

زین سبب قاصر آمدم زان راه

که نبودم ز حال راه آگاه

مر مرا تا به خلق راه نمود

چون گذشتم ز خلق راه نبود

زان مقامی که من بماندم پس

نرسد هیچ وهم و خاطر کس

چون گه رفتنش فراز آمد

به سوی حضرتش نیاز آمد

طوطی جانش چون قفس بشکست

رفت و بر فرق جبرئیل نشست

زانکه در پیش داشت راه نهفت

زان همی الرفیق الاعلی گفت

بود مشتاق حضرت خلوت

سیر بود از سرای پر آفت

جان دین بر پرید جسمی ماند

معنی شرع رفت و اسمی ماند

چون بپرداخت شخص نورانی

جسم او باز شد به جسمانی

جسم در راه پر خلل کوشد

اسم در قسم لم یزل کوشد

هرکجا او شراب دین پالود

پسر بوقحافه قحفش بود

جان او با دلش به علّیّین

تن او با تنش رفیق و قرین

روز و شب سال و ماه در همه کار

ثانی اثنین اذ هما فی‌الغار

بوده خود با رسول پیش از پیک

صدق صدیق را سلام علیک

ادامه‌ی الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران

  1. بخش ۱۹ - فی تخصیص ابی‌بکر علی کافّة الناسدل احمد ز کون بود نقط
  2. بخش ۲۰ - فی قربته و حق صحبته مع رسول‌اللّٰهچون زدی کوس شرع روح امین
  3. بخش ۲۱ - ستایش امیرالمؤمنین عمر الفاروق رضی اللّٰه عنهذکر امیرالمؤمنین ابی حفض عمربن الخطاب المذکور بأفضل الخطاب الحاوی للثواب الماحی للعقاب الذی فرق بین الحق و الباطل و القتیل و القاتل الذی انزل اللّٰه تعالی فی شأنه: یا ایها النبی حسبک اللّٰه و من اتبعک من المؤمنین یعنی عمر رضی اللّٰه عنه و قال النبی صلّی ا
  4. بخش ۲۲ - در عدل وی رضی‌اللّٰه عنهعدل او بود با قضا همبر
  5. بخش ۲۳ - ستایش امیرالمؤمنین عثمان رضی‌اللّٰه عنهذکر الشهید القتیل المظلوم ابی عمر عثمان‌بن عفان ذی‌النورین المکرم فی‌المنزلین ختن رسول‌اللّٰه صلی‌اللّٰه علیه‌ و سلّم باثنتین ام کلثوم و رقیة المبارکتین الکریمتین جامع القرآن الشاهد یوم‌التقی الجمعان الذی انزل‌اللّٰه سبحانه و تعالی فی شانه: امّن هو قانت آ
  6. بخش ۲۴ - ستایش امیرالمؤمنین علی‌بن ابی‌طالب علیه‌السّلامذکر زوج‌البتول و ابن عم الرسول ابی‌الحسن والحسین المبارز الکرّار غیرالفرّار غالب الجیش العرمرم الجرّار سیدالمهاجرین والانصار، قال النّبی من احبّ علیّاً فقد استمسک بالعروة الوثقی الذی انزل‌اللّٰه تعالی فی شأنه: انما ولیکم اللّٰه و رسوله والذین آمنوا الذین
  7. بخش ۲۵ - صفت جنگ جَملدر جمل چون معاویه بگریخت
  8. بخش ۲۶ - صفت حرب صفّین و کشته شدن عمّار یاسر رضی اللّٰه عنهروز صفّین چو حرب در پیوست
همه‌ی الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.