پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران

بخش ۱۶ - ذکر آفرینش و مرتبه و حسن خلق وی صلواة الله علیه

عندلیبان باغ آن خوشبوی

در ترنّم تبارک‌الله گوی

بر زمان حکم چون شهان کرده

بر زمین نان چو بندگان خورده

نان جو خورده همچو مختصران

پس کشیده ز حلم بارِ گران

خَلق را خُلق او نویدگرست

نور ماه از جمال جرم خورست

گنج همسایه بُد دل پاکش

رنج سایه نبود بر خاکش

صد هزار آه زو شنیده حری

نه الف بود در میانه نه هی

جبرئیل آمده ز سدره برش

بوده سوگند صعب حق به سرش

جز از او کس نبود در بشری

در طلب گریه خند خنده گری

خُلق او زیر این سراپرده

رحمها کرده زخمها خورده

سالها پیش چرخ با ندمی

ناگواریده خورد جانش همی

گلشکر داشت با خو از دل خود

زان نشد ایچ ناگوارش بد

خود کسی را که آن زبان دارد

ناگوارندگی زیان دارد

چون زبان از زیان خلق ببست

رفت و بر فوق فرق عرش نشست

قامتش چون خم رکوع آورد

عرش در پیش او خشوع آورد

بتشهّد دمی چو بنشستی

کمرهِ کوهِ قاف بگسستی

بهره داده وجود را به تمام

زان لب و دیده‌ها به سین سلام

بوده بحری همیشه محرابش

آتش عشقِ لم‌یزل آبش

اندر آن بیکرانه دریا بار

صدهزاران نهنگ مردم‌خوار

چون دم از حضرت سجود زدی

آتش اندر همه وجود زدی

خود جهان جملگی طفیلش بود

انس و جن کمترین خیلش بود

ماه راهش خسوف نپذیرد

شمس شرعش کسوف نپذیرد

برتر از فرش و عرش قدرش بود

قمهٔ عرش زیر صدرش بود

در ره مصطفی نژندی نیست

برتر از قدر او بلندی نیست

در ره او همه صعود بود

درگه او سرشت عود بود

تا ابد نور و حور در مهدش

پای بسته بمانده در عهدش

گر گشایند چنبرِ افلاک

شرع او را از آن نیاید باک

اسب گردون بمانده از آورد

مفرش شرع او نگیرد گرد

نفسی کز هوای عشقش خاست

طاقت آن نفس ز خلق کراست

شود از تفّ آن نفس چو نمود

موج دریا چو آتش نمرود

راه پیدا بود پر از آکفت

راه او جز نهفته نتوان رفت

از پی جان آن سرِ سادات

اشتر بارکش بداده زکات

ای دریغا که در جهان سخن

سر در انگشت می‌کشد ناخن

ادامه‌ی الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران

  1. بخش ۱۸ - ستایش ابوبکر صدیق رضی‌الله عنهذکر ابی‌بکر الصدیق الاطهر الشیخ الاکبر الوزیر الانور الضجیع الاقمّر العتیق الازهر الصاحب فی‌الغار المؤتمن فی‌الشدائد والاسرار المنفق لرسول‌الله اربعین الف دینار حبیب حبیب‌الملک الجبار الذی انزل الله تعالی فی‌شأنه: والذی جاء بالصدق و صدّق به اولئک هم‌المتق
  2. بخش ۱۹ - فی تخصیص ابی‌بکر علی کافّة الناسدل احمد ز کون بود نقط
  3. بخش ۲۰ - فی قربته و حق صحبته مع رسول‌اللّٰهچون زدی کوس شرع روح امین
  4. بخش ۲۱ - ستایش امیرالمؤمنین عمر الفاروق رضی اللّٰه عنهذکر امیرالمؤمنین ابی حفض عمربن الخطاب المذکور بأفضل الخطاب الحاوی للثواب الماحی للعقاب الذی فرق بین الحق و الباطل و القتیل و القاتل الذی انزل اللّٰه تعالی فی شأنه: یا ایها النبی حسبک اللّٰه و من اتبعک من المؤمنین یعنی عمر رضی اللّٰه عنه و قال النبی صلّی ا
  5. بخش ۲۲ - در عدل وی رضی‌اللّٰه عنهعدل او بود با قضا همبر
  6. بخش ۲۳ - ستایش امیرالمؤمنین عثمان رضی‌اللّٰه عنهذکر الشهید القتیل المظلوم ابی عمر عثمان‌بن عفان ذی‌النورین المکرم فی‌المنزلین ختن رسول‌اللّٰه صلی‌اللّٰه علیه‌ و سلّم باثنتین ام کلثوم و رقیة المبارکتین الکریمتین جامع القرآن الشاهد یوم‌التقی الجمعان الذی انزل‌اللّٰه سبحانه و تعالی فی شانه: امّن هو قانت آ
  7. بخش ۲۴ - ستایش امیرالمؤمنین علی‌بن ابی‌طالب علیه‌السّلامذکر زوج‌البتول و ابن عم الرسول ابی‌الحسن والحسین المبارز الکرّار غیرالفرّار غالب الجیش العرمرم الجرّار سیدالمهاجرین والانصار، قال النّبی من احبّ علیّاً فقد استمسک بالعروة الوثقی الذی انزل‌اللّٰه تعالی فی شأنه: انما ولیکم اللّٰه و رسوله والذین آمنوا الذین
  8. بخش ۲۵ - صفت جنگ جَملدر جمل چون معاویه بگریخت
همه‌ی الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.