پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب الاوّل: در توحید باری تعالی

بخش ۲۹ - اندر وجود و عدم

جهد کن تا زنیست هست شوی

وز شراب خدای مست شوی

باشد آنرا که دین کند هستش

گوی و چوگان دهر در دستش

چون ازاین جرعه گشت جان تو مست

بر بلندی هست گردی پست

هرکه آزاد کرد آنجایست

حلقه در گوش و بند برپایست

لیکن آن بند به که مرکب بخت

لیکن آن حلقه به که حلقهٔ تخت

بند کو برنهد تو تاج شمر

ور پلاست دهد دواج شمر

زانکه هم محسنست و هم مُجمل

زانکه هم مُکرمست و هم مُفضل

چه کنی بهر بی‌نوایی را

شادی و زیرک و بهایی را

شاد ازو باش و زیرک از دینش

تا بیابی رضا و تمکینش

زیرک آنست کوش بردارد

شادی آنست کوش نگذارد

نیکبخت آن کسی که بندهٔ اوست

در همه کارها بسنده بر اوست

چون از این شاخها شدی بی‌برگ

دستها در کمر کنی با مرگ

نشوی مرگ را دگر منکر

یابی از عالم حیات خبر

دست تو چون به شاخ مرگ رسید

پای تو گرد کاخ برگ دوید

پای کز طارم هدی دورست

نیست پای آن دماغ مخمورست

ادامه‌ی الباب الاوّل: در توحید باری تعالی

  1. بخش ۳۱ - اندر شکر و شکایتشاکر لطف و رحمتش دیندار
  2. بخش ۳۲ - فی‌اطّلاعه علی ضمائرالعباددانش او رهی رعایت کن
  3. بخش ۳۳ - اندر رزق گویدجانور را چو خوانش پیش نهاد
  4. بخش ۳۴ - تمثیلزالکی کرد سر برون ز نهفت
  5. بخش ۳۵ - حکایت مرغ با گبرآن بنشنیده‌ای که بی‌نم ابر
  6. بخش ۳۶ - تمثیل در بیدارینه بپرسید کاهلی ز علی
  7. بخش ۳۷ - اندر حب و محبتعاشقان سوی حضرتش سرمست
  8. بخش ۳۸ - اندر تجرید گویدهرکه خواهد ولایت تجرید
همه‌ی الباب الاوّل: در توحید باری تعالی ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.