پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب الاوّل: در توحید باری تعالی

بخش ۳۵ - حکایت مرغ با گبر

آن بنشنیده‌ای که بی‌نم ابر

مرغ روزی بیافت از درِ گبر

گبر را گفت پس مسلمانی

زین هنرپیشه‌ای سخن دانی

کز تو این مکرمت بنپذیرند

مرغکان گرچه دانه برگیرند

گبر گفت ار مرا بنگزیند

آخر این رنج من همی بیند

زانکه او مکرمست و با احسان

نکند بخل با کرم یکسان

دست در باخت در رهش جعفر

داد ایزد به جای دستش پر

دل به فعل و فضول خلق مبند

دل در او بند رستی از غم و بند

کار تو جز خدای نگشاید

به خدای ار ز خلق هیچ آید

تا توانی جز او به یار مگیر

خلق را هیچ در شمار مگیر

خلق را هیچ تکیه‌گاه مساز

جز به درگاه او پناه مساز

کین همه تکیه جایها هوس است

تکیه‌گه رحمت خدای بس است

تا بقای شماست نان شماست

اِلف آلای او و جان شماست

هردو را در جهان عشق و طلب

پارسی باب‌دان و تازی اَب

چون نداری خبر ز راه نیاز

در حجابی بسان مغز پیاز

تا جدایی ز نور موسی تو

روز کوری چو مرغ عیسی تو

اول از بهر عشق دل جویش

سر قدم کن چو کلک و می جویش

تا بدانجا رسی بچست درست

که بدانی که می نباید جست

ادامه‌ی الباب الاوّل: در توحید باری تعالی

  1. بخش ۳۷ - اندر حب و محبتعاشقان سوی حضرتش سرمست
  2. بخش ۳۸ - اندر تجرید گویدهرکه خواهد ولایت تجرید
  3. بخش ۳۹ - فی سلوک طریق الآخرةاینهمه علم جسم مختصر است
  4. بخش ۴۰ - التمثیل لابن الغافل والاب العاقلبه پسر شیخ گوکانی گفت
  5. بخش ۴۱ - حکایتدر مناجات پیر شبلی گفت
  6. بخش ۴۲ - فی‌التوکّلپی منه با نفاق بر درگاه
  7. بخش ۴۳ - فی توکل العجوزحاتم آنگه که کرد عزم حرم
  8. بخش ۴۴ - ایضاً فی‌التوکّلربع مسکون چو از طریق شمار
همه‌ی الباب الاوّل: در توحید باری تعالی ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.