پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب الاوّل: در توحید باری تعالی

بخش ۲۴ - حکایت

کرد روزی عمر به رهگذری

سوی جوقی ز کودکان نظری

همه مشغول گشته در بازی

کرده هریک همی سرافرازی

هریکی از پس مصارعتی

بنمودی ز خود مسارعتی

برکشیده برای خطّ و ادب

جامه از سر برون به رسم عرب

چون عمر سوی کودکان نگرید

حشمتش پردهٔ طرب بدرید

کودکان زو گریختند به تفت

جز که عبدالله زبیر نرفت

گفت عمّر ز پیش من به چه فن

تو بنگریختی بگفتا من

چه گریزم ز پیشت ای مُکرم

نه تو بیدادگر نه من مُجرم

نزد آنکس که دید جوهر خود

چه قبول و چه رد چه نیک و چه بد

میر چون جفت دین و داد بود

خلق را دل ز عدل شاد بود

ور بود رای او سوی بیداد

ملک خود داد سر به سر بر باد

نیک باشی ز دردسر رستی

ور بدی جمله عهد بشکستی

چون گرفتی ز عدل توشهٔ خویش

مرکب تو بود دو منزل پیش

آنچنان شو به حیرت آبادش

که دگر یاد ناید از یادش

ادامه‌ی الباب الاوّل: در توحید باری تعالی

  1. بخش ۲۶ - حکایتثوری از بایزید بسطامی
  2. بخش ۲۷ - تمثیلیاد دار این سخن از آن بیدار
  3. بخش ۲۸ - فی ذکر دارِالبقاءاجل آمد کلیدخانهٔ راز
  4. بخش ۲۹ - اندر وجود و عدمجهد کن تا زنیست هست شوی
  5. بخش ۳۰ - اندر شُکر گویدآدمی سوی حق همی پوید
  6. بخش ۳۱ - اندر شکر و شکایتشاکر لطف و رحمتش دیندار
  7. بخش ۳۲ - فی‌اطّلاعه علی ضمائرالعباددانش او رهی رعایت کن
  8. بخش ۳۳ - اندر رزق گویدجانور را چو خوانش پیش نهاد
همه‌ی الباب الاوّل: در توحید باری تعالی ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.