پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب الاوّل: در توحید باری تعالی

بخش ۲۶ - حکایت

ثوری از بایزید بسطامی

از پی طاعت و نکونامی

کرد نیکو سؤالی و بگریست

گفت پیرا بگو که ظالم کیست

پیرِ وی مر ورا جواب بداد

شربت وی هم از کتاب بداد

گفت ظالم کسیست بدروزی

که یکی لحظه در شبانروزی

کند از غافلی فراموشش

نبوَد بنده حلقه در گوشش

گر فراموش کردیش نفسی

ظالمی هرزه نیست چون تو کسی

ور بوی حاضر و بری نامش

نیست کردی ز جرم احکامش

آنچنان یاد کن که از دل و جان

بشوی غایب از زمین و زمان

ادامه‌ی الباب الاوّل: در توحید باری تعالی

  1. بخش ۲۸ - فی ذکر دارِالبقاءاجل آمد کلیدخانهٔ راز
  2. بخش ۲۹ - اندر وجود و عدمجهد کن تا زنیست هست شوی
  3. بخش ۳۰ - اندر شُکر گویدآدمی سوی حق همی پوید
  4. بخش ۳۱ - اندر شکر و شکایتشاکر لطف و رحمتش دیندار
  5. بخش ۳۲ - فی‌اطّلاعه علی ضمائرالعباددانش او رهی رعایت کن
  6. بخش ۳۳ - اندر رزق گویدجانور را چو خوانش پیش نهاد
  7. بخش ۳۴ - تمثیلزالکی کرد سر برون ز نهفت
  8. بخش ۳۵ - حکایت مرغ با گبرآن بنشنیده‌ای که بی‌نم ابر
همه‌ی الباب الاوّل: در توحید باری تعالی ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.