پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۹۱

راحت همه از غمی برانداخته‌ایم

در بوتهٔ روزگار بگداخته‌ایم

کاری نو چو کار عاقلان ساخته‌ایم

نقدی به امید نسیه در باخته‌ایم

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۹۳ما شربت هجر تو چشیدیم و شدیم
  2. رباعی شمارهٔ ۲۹۴زان یک نظر نهان که ما دزدیدیم
  3. رباعی شمارهٔ ۲۹۵کاری که نه با تو بی‌نظام انگاریم
  4. رباعی شمارهٔ ۲۹۶تا ظن نبری که از تو آگاه‌تریم
  5. رباعی شمارهٔ ۲۹۷مانندهٔ باد اگر چه بی‌پا و سریم
  6. رباعی شمارهٔ ۲۹۸با خوی بد تو گرچه در پرخاشیم
  7. رباعی شمارهٔ ۲۹۹ای روی تو پاکیزه‌تر از کف کلیم
  8. رباعی شمارهٔ ۳۰۰قائم به خودی از آن شب و روز مقیم
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.