پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۹۴

زان یک نظر نهان که ما دزدیدیم

دور از تو هزار درد و محنت دیدیم

اندر هوست پردهٔ خود بدریدیم

تو عشوه فروختی و ما بخریدیم

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۹۶تا ظن نبری که از تو آگاه‌تریم
  2. رباعی شمارهٔ ۲۹۷مانندهٔ باد اگر چه بی‌پا و سریم
  3. رباعی شمارهٔ ۲۹۸با خوی بد تو گرچه در پرخاشیم
  4. رباعی شمارهٔ ۲۹۹ای روی تو پاکیزه‌تر از کف کلیم
  5. رباعی شمارهٔ ۳۰۰قائم به خودی از آن شب و روز مقیم
  6. رباعی شمارهٔ ۳۰۱قلاشانیم و لاابالی حالیم
  7. رباعی شمارهٔ ۳۰۲هستیم ز بندگیت ما شاد ای جان
  8. رباعی شمارهٔ ۳۰۳اکنون که ز دونی ای جهان گذران
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.