پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۹۸

با خوی بد تو گرچه در پرخاشیم

باری به غمت به گرد عالم فاشیم

چون نزد تو ما ز جملهٔ اوباشیم

سودای تو می‌پزیم و خوش می‌باشیم

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۰۰قائم به خودی از آن شب و روز مقیم
  2. رباعی شمارهٔ ۳۰۱قلاشانیم و لاابالی حالیم
  3. رباعی شمارهٔ ۳۰۲هستیم ز بندگیت ما شاد ای جان
  4. رباعی شمارهٔ ۳۰۳اکنون که ز دونی ای جهان گذران
  5. رباعی شمارهٔ ۳۰۴عقلی که خلاف تو گزیدن نتوان
  6. رباعی شمارهٔ ۳۰۵یک شب غم هجران تو ای جان جهان
  7. رباعی شمارهٔ ۳۰۶گه سوی من آیی از لطیفی پویان
  8. رباعی شمارهٔ ۳۰۷آزار ترا گرچه نهادم گردن
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.