پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۰۵

یک شب غم هجران تو ای جان جهان

با هشت زبان بگفتم ای کاهش جان

موسوم همه جان شد آن راز جهان

با هشت زبان راز نماند پنهان

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۰۷آزار ترا گرچه نهادم گردن
  2. رباعی شمارهٔ ۳۰۸اندر دریا نهنگ باید بودن
  3. رباعی شمارهٔ ۳۰۹در بند بلای آن بت کش بودن
  4. رباعی شمارهٔ ۳۱۰تا چند ز سودای جهان پیمودن
  5. رباعی شمارهٔ ۳۱۱ای دیده ز هر طرف که برخیزد خس
  6. رباعی شمارهٔ ۳۱۲گر شاد نخواهی این دلم شاد مکن
  7. رباعی شمارهٔ ۳۱۳فرمان حسود فتنه‌انگیز مکن
  8. رباعی شمارهٔ ۳۱۴تا با خودی ارچه همنشینی با من
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.