پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۸۵

در وصل شب و روز شمردیم بهم

در هجر بسی راه سپردیم بهم

تقدیر به یکساعت برداد به باد

رنجی که به روزگار بردیم بهم

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۸۷چوبی بودم بود به گل در پایم
  2. رباعی شمارهٔ ۲۸۸گفتم که مگر دل ز تو برداشته‌ایم
  3. رباعی شمارهٔ ۲۸۹چون می دانی همه ز خاک و آبیم
  4. رباعی شمارهٔ ۲۹۰یک چند در اسلام فرس تاخته‌ایم
  5. رباعی شمارهٔ ۲۹۱راحت همه از غمی برانداخته‌ایم
  6. رباعی شمارهٔ ۲۹۲از دیده درم خرید روی تو شدیم
  7. رباعی شمارهٔ ۲۹۳ما شربت هجر تو چشیدیم و شدیم
  8. رباعی شمارهٔ ۲۹۴زان یک نظر نهان که ما دزدیدیم
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.