پرش به محتوای اصلی
سام میرزا صفوی

سام میرزا صفوی

صحیفهٔ هفتم در ذکر سایر عوام

۴۶ شعر

فهرست اشعار

  1. ۶۶۴- مولانا احمدی سر دفتر ظرفای عالم و در اشعار مضحک مقبول عرب و عجم است مضامین کثیر را در اندک عبارت فصیحی بروجهی که بغیر از خودش دیگری فهم نمیتواند کرد درج کرده و به منصه ظهور میرسانیده است . از جمله این بیت در هجو سلطان احمد کوسه سمرقندی املا کرده
  2. ۶۶۵- مولانا قاسم قربنو از چپانیان شهر هرات است و بسیار بی قید و لاابالی است مردم شهر با او هزل های قبیح میکنند و او نیز در تعرض و دشنام پای کمی ندارد و در محلی که من در هرات بودم شعرا این غزل مولانا جامی را جواب میگفتند که :
  3. ۶۶۶- مولانا حسن زار ناتوان از شیخ زاده های سپهسالار مالک است و مزار مذکور در چهارده من اعمال طبس گیلک است . بزعم مردم آنجا یکی از اصحاب رسول صعلم، مدفون است و العلم عندالله تعالی، اما مولانای مذکور مردکی سخت جان سگ پای است پای پیاده از طبس بعراق آمده جهت مهم سازی و با امرا و وزراء
  4. ۶۶۷- مولانا بیره مرد بله و ساده است و بغایت از وادی شاعری بدور افتاده خوبی اش آنکه از قم است و حسن پوش، معایب آن مردم فاش گفته چنانکه میفرماید :
  5. ۶۶۸- مولانا کرمانی از شعرای عجیب و بلغای غریب است چه، در شعری که شکایت اهل کرمان گفته رتبه سخن او معلوم میشود :
  6. ۶۶۹- مولانا استاد نوری قفل گر از بزرگان زمان و نوادر دوران است! در آن صنعت بمرتبه ای ماهر بود که دوازده قفل از فولاد ساخته بود که درون پوست پسته می گنجید! و همه را کلید بود .
  7. ۶۷۰- مولانا ظهوری کرمانی مردی درویش و عامی است و فقیر است این مطلع از اوست :
  8. ۶۷۱- مولانا ساکنی قمی ولد انصاری بود از عدم فضیلت به حمامی گری قیام میکرد این مطلع از اوست :
  9. ۶۷۲- مولانا شمالی کاشانی قصه خوان و مداح و خواص گوست، و در شاعری نیز دخل میکند این مطلع از اوست :
  10. ۶۷۳- تزریقی اردبیلی در شماخی بدلالی اوقات میگذراند و شعرهای بی مزه میگوید، این مطلع از اوست :
  11. ۶۷۴- کلیمی پینه دوز اوغلی تبریزی است، مرد فقیر و عامی است و بهر دو زبان که عبارت از ترکی و فارسی باشد شعر میگوید، این مطلع از اوست :
  12. ۶۷۵- بسملی کله پز در شهر قزوین بکله پزی مشغولی میکند و هفتاد سال بدین طریق سلوک کرده و از کسی طلب چیزی نمیکند . قریب بده هزار بیت شعر دارد، این ابیات از اوست :
  13. ۶۷۶- مولانا حسن مشتاقی شیرازی مولدش دارالملک شیراز است و اوقات او بقصه خوانی میگذشت و در آن کار بسیار شیرین سخن و خوش گفتار بود . در شعر طبعش ملایم افتاده بود در شهور سنه خمسین و تسعمایه در شهر خود فوت شد این رباعی از نتایج طبع اوست :
  14. ۶۷۷- مولانا پهلوان محمد یتیم مشهدی مردی شجاع و کریم الطبع و در زمان خود سر آمد یتیمان بود : آخر بدست داروغه مشهد مقدسه کشته شد این مطلع از اوست :
  15. ۶۷۸- استاد شجاع بسکب تاجدوزی اوقات میگذراند و گاهی شعرهای موزون از مردم میخرد . این مطلع را برای علا نامی گفته یا خریده بود . بهمه حال خالی از حالی نیست :
  16. ۶۷۹- مولانا لوندی قصه خوان و از ورجرد که قصبه ایست از همدان عامی است و اطوارش از تخلصش پیداست، نود سال عمر خود را ضایع کرده و میکند این مطلع از اوست :
  17. ۶۸۰- مولانا شطاحی پسر لوندی مذکور است حیثیتی که دارد اینست در یکروز از ورجرد به همدان که بیست فرسنگ است پیاده آمده و بدان مباهات میکند! این مطلع از اوست :
  18. ۶۸۱- گلو علی از گلویان شیراز است و بسرتراشی اوقات خود ضایع میکند و میگوید که این مطلع را من گفته ام و من باور نمیکنم که او گفته باشد :
  19. ۶۸۲- حاجی روشنی بغدادی است و مردی گوشه نشین و فقیر است و بکتابت اوقات میگذراند این مطلع از اوست :
  20. ۶۸۳- پهلوان میرزاعلی بیلدار تبریزی او با من میباشد و در کار خود پهلوان است و نقش ها و صوتها را طوری میخواند و با وجودی که عامی است گاهی از او شعری سر میزند این مطلع و بیت ازاوست :
  21. ۶۸۴- شاه وردی سبزواری پسر پهلوان سلطانعلی بیلدار سبزواری است اما او را در بیلداری دستی نیست خط نستعلیق را بد نمی نویسد این مطلع و بیت از اوست :
  22. ۶۸۵- مولانا بهلول قزوینی به زرگری مشغولی مینماید بسی بی تعین و لاابالی است، این مطلع از اوست :
  23. ۶۸۶- درویش عبدی تبریزی مردی دیوانه صفت است این مطلع از اوست :
  24. ۶۸۷- ولی خیاط ساوجی از ولایت ساوه است این مطلع از اوست :
  25. ۶۸۸- حسین خاله تونی تخلصش نیز تونی است و خود در امرید و شاگرد حیرتی میداند این مطلع از اوست :
  26. ۶۸۹- مولانا حافظ پیر علی فراقی همانا که از ولایت عراق است . مردی درویش و فقیر است و در شعر فراقی تخلص میکند، این مطلع از اوست :
  27. ۶۹۰- حافظ میرک کاشانی در شهر خود بقصابی اوقات میگذراند، این مطلع از اوست :
  28. ۶۹۱- مولانا نردی استر آبادی از دارالمؤمنین استر آباد است، قصه خوان و نراد است مسافرت کرده و زحمت بیشمار کشیده بود اما عملی که فایده ی دین و دنیا داشته باشد از او بصدور نیامده این مطلع از اوست :
  29. ۶۹۲- مولانا حافظ عصار قزوینی از مردم قزوین است و مرید نوربخشیان است، این رباعی از اوست :
  30. ۶۹۳- خواجه علی استرآبادی ( بازاری ) بازاری تخلص میکند و این دو رباعی از اوست:
  31. ۶۹۴- خواجه فتح الله قزوینی از مردم قزوین و مرید نوربخشیان است و بتجارت مشغول این مطلع از اوست :
  32. ۶۹۵- استاد شاه قلی نقاش قمی ( الوانی ) از شهر قم است و در نقاشی و رمالی وقوف تمام دارد، و در شعر هم خود را یگانه آفاق میداند و تخلص او الوانی است این مطلع از اوست :
  33. ۶۹۶- مولانا خلیل تبریزی خیر و عالم بود و جهت فرط مکنت مسجدی در تبریز ساخته این مطلع از اوست :
  34. ۶۹۷- قرداش تبریزی و چینی فروش است و از مردم شهر تبریز، در محلی که صباحت رخسارش گلبرگ تر، و طراوت عذارش غیرت ماه و خور، بود مردم شعر بنام او می گفتند این مطلع از آنجمله است :
  35. ۶۹۸- مولانا عبدل کاشانی در شهر خودش که کاشان است کاغذ فروشی میکند و گاهی شعر نیز میگوید این مطلع از اوست :
  36. ۶۹۹ - خواجه محتشم کاشانی به بزازی مشغولی دارد و در شعر بد نیست .چون جوانست امید که ترقی کند تا غایت جز ابیاتی که در صغر سن گفته شعری از او استماع نیفتاده این دو مطلع از آن ابیات است:
  37. ۷۰۰- مولانا غیاث الدین باغبان کنی از قریه کن است از قرای ری در باغبانی بی بدل و در شاعری خود را ذوفنون می گیرد اما ناموزون بسیار میگوید این مطلع از اوست :
  38. ۷۰۱- مولانا حسین ابدال تبرایی از شهر حله است و در اوایل بصورت قلندری بر آمده گرد جهان میگردید، و حالیا ترک آن کرده در خدمت حضرت صاحبقرانی میباشد این مطلع از اوست :
  39. ۷۰۲- مولانا مقصود بنای تبریزی پسر عبدالسلام معمار است که معمار تبریز بود مرد آدمی و کاسب است و کتابه ایوانی که بسرکاری حضرت صاحبقرانی ساختند خود گفته مطلع آن اینست :
  40. ۷۰۳- مولانا دیو طبسی اطوارش را از اسمش میتوان معلوم کرد این مطلع در تعریف کلنبو که طعامی است مخصوص آنجا از اوست :
  41. ۷۰۴- خواجه خرد بیلدار پهلوان زمان است و استاد پهلوانان بود در عراق و خراسان، و در رقص با وجود ضخامت جثه ماهر بود که ظرفا او را کوه اصول می نامیدند در کمانداری نیز استاد بود . اما در اواخر از او چیزهای غریب نقل میکردند که ایراد آن لایق سیاق این دفتر نیست، در شهور سنه ثلا
  42. ۷۰۵- استاد قاسم کمانگر هروی از مردم هرات است و در کمانگری و چماق گری سرآمد کمانگران . در صیادی و زهگیری استاد است و زهگیر را خوب میتراشد و بر سر کمانها این شعر خود را مینویسد :
  43. ۷۰۶- مولانا محمود زهگیر او نیز از همین طایفه است زهگیر و قنطر ترازو را خوب می تراشد و آواز بهایم را تقلید میکند بسیار بد و بی مزه حسب حال خودش این مطلع واقع شده:
  44. ۷۰۷- پیرزاده حسین اصفهانی ولد نجفی قلندر است و در اصفهان به تکیه داری اوقات میگذراند این مطلع را میگوید که من گفته ام:
  45. ۷۰۸- دیوانه نقاش تبریزی از مردم شهر تبریز است گویند در مجلس سلطان یعقوب او را راه ندیمی بوده این مطلع از اوست :
  46. ۷۰۹- خواجه شاه ولی از آدمی زاده های سمنان است و استیفای قاسم علی سلطان تعلق بدو دارد و مردی خوش صحبت و به مشرب است این مطلع از اوست :

متن اشعار به نقل از گنجور.