پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

قطعات

قطعه شمارهٔ ۷۱

عقل را گفتم که عمری پیش ازین چوپانیان

گردن از گردون گردان از چه می‌افراشتند

این زمان آخر چرا زین سان جدا از خان مان

پشت بر کردند و روی از دشمنان برداشتند

گفت ای غافل تو از صورتگران روزگار

نیستی آگه کزین صورت بسی انگاشتند

پیش ازین چون گله در صحرای گیتی مردمان

خویشتن را گرگ یکدیگر همی پنداشتند

چون نبود این گله را از حفظ چوپانی گریز

میر چوپان را به چوپانی برو بگماشتند

میر چوپان را به چوپانی گریز

گرگ و میش آن داوری را از میان برداشتند

تا به عهد دولتت شاهنشه ایران رسد

گله را ار خواستند ار نه بدو بگذاشتند

ادامه‌ی قطعات

  1. قطعه شمارهٔ ۷۳صد را نوکرانت ز برو زیر شدند
  2. قطعه شمارهٔ ۷۴یا رب این قوم چه دم سرد و چه افسرده
  3. قطعه شمارهٔ ۷۵خسروا نایبان استیفا
  4. قطعه شمارهٔ ۷۶آنانکه مقربان شاهند
  5. قطعه شمارهٔ ۷۷ای خداوندی که پیش طبع فیاضت سحاب
  6. قطعه شمارهٔ ۷۸خسروا یاد می‌کنم هر دم
  7. قطعه شمارهٔ ۷۹ای مرغ جان طلب کن ازین آتشین قفس
  8. قطعه شمارهٔ ۸۰شاها وزرایی که امینان امیرند
همه‌ی قطعات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.