پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

قطعات

قطعه شمارهٔ ۷۴

یا رب این قوم چه دم سرد و چه افسرده

که به دم سردی و افسردگی از دی بترند

خیر قوم همه شان خواجه علاالدین است

که ورا اهل خرد لاشه لاشی شمرند

گر کسی در سرو شکلش نگرد قی بکند

نوکرانش همه از گرسنگی قی بخورند

گر به تقدیر و به به تحریر چو تیر فلک است

به ازین نیست کزین مملکتش پی ببرند

سبلتش را به کششهای پیاپی بکنند

دبه‌اش را به لگدهای دمادم بدرند

دوش می‌گفت حریفی که فلانی امروز

خواجه فرمود که در ملک دگر می نخورند

به سر خواجه که من دست فرا می نبرم

تا سر خواجه از اینجا به فرو می نبرند

ادامه‌ی قطعات

  1. قطعه شمارهٔ ۷۶آنانکه مقربان شاهند
  2. قطعه شمارهٔ ۷۷ای خداوندی که پیش طبع فیاضت سحاب
  3. قطعه شمارهٔ ۷۸خسروا یاد می‌کنم هر دم
  4. قطعه شمارهٔ ۷۹ای مرغ جان طلب کن ازین آتشین قفس
  5. قطعه شمارهٔ ۸۰شاها وزرایی که امینان امیرند
  6. قطعه شمارهٔ ۸۱دین پناها کی روا باشد که خلق از مستزاد
  7. قطعه شمارهٔ ۸۲ای خسروی که دست و دل کامگار تو
  8. قطعه شمارهٔ ۸۳اول آن است که چون نیت عزلت دارد
همه‌ی قطعات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.