پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

قطعات

قطعه شمارهٔ ۷۹

ای مرغ جان طلب کن ازین آتشین قفس

راه برون شدن که تو را هم قفس نماند

زان دوستان خاصی که دیدید در دیار

دردا که در دیار وفا هیچ کس نماند

یاران نازنین همه رفتند و هیچ یک

زان همرهان به طالع من باز پس نماند

گوش دارا، مدار درین کاروان سرا

کاینجا به غیر ناله زار جرس نماند

آب بهار عیش و گل بخت ما بریخت

زین هر دو یادگار به جز خار و خس نماند

یاری که دم توان زد ازو بود صدر دین

دم درکش ای زمانه که جای نفس نماند

سرمایه امید من او بود در جهان

رفت و امید من به جهان زین سپس نماند

شد عمر خوار در نظر ما که بعد ازو

ما را به وصل هیچ عزیزی هوس نماند

ادامه‌ی قطعات

  1. قطعه شمارهٔ ۸۱دین پناها کی روا باشد که خلق از مستزاد
  2. قطعه شمارهٔ ۸۲ای خسروی که دست و دل کامگار تو
  3. قطعه شمارهٔ ۸۳اول آن است که چون نیت عزلت دارد
  4. قطعه شمارهٔ ۸۴نفس من اگر چه جانبخش است
  5. قطعه شمارهٔ ۸۵هلال غره دولت وجیه دولت و دین
  6. قطعه شمارهٔ ۸۶خدایگانا چو شد اشارتت که رهی
  7. قطعه شمارهٔ ۸۷چون سر چاه بلا باز شود بر یعقوب
  8. قطعه شمارهٔ ۸۸دیگر از خرج پرو دخل کمش چندی قرض
همه‌ی قطعات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.