پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

قطعات

قطعه شمارهٔ ۷۷

ای خداوندی که پیش طبع فیاضت سحاب

بی‌حیا شخصی بود گر دعوی رادی کند

مرکب عزمت به هر میدان که برخیزد ز جا

گوی خاکی در رکابش جنبش بادی کند

همتت گر ملک باقی را نماید التفات

هر گیاهی بعد ازین در باغ شمشادی کند

ور کنی هندوی کیوان را به دربانی قبول

مقبل جاوید گردد زین فرج شادی کند

با حریف رای تو گردون همی ریزد به طرح

مهره سیمین انجم و آن ز استادی کند

صاحبا داد سخن من داده‌ام در روزگار

آسمان بر من نمی‌شاید که بیدادی کند

از برای بنده بنیادی نهادی سخت نیک

زودتر ترسم که گردون سست بنیادی کند

گردن من بنده گر آزاد گردانی زدین

تا بود از بندگیت بنده آزادی کند

جاودان پاینده بادی تا به یمن دولتت

این خراب آباد دنیا جنت آبادی کند

ادامه‌ی قطعات

  1. قطعه شمارهٔ ۷۹ای مرغ جان طلب کن ازین آتشین قفس
  2. قطعه شمارهٔ ۸۰شاها وزرایی که امینان امیرند
  3. قطعه شمارهٔ ۸۱دین پناها کی روا باشد که خلق از مستزاد
  4. قطعه شمارهٔ ۸۲ای خسروی که دست و دل کامگار تو
  5. قطعه شمارهٔ ۸۳اول آن است که چون نیت عزلت دارد
  6. قطعه شمارهٔ ۸۴نفس من اگر چه جانبخش است
  7. قطعه شمارهٔ ۸۵هلال غره دولت وجیه دولت و دین
  8. قطعه شمارهٔ ۸۶خدایگانا چو شد اشارتت که رهی
همه‌ی قطعات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.