پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۰۵

ما و دل دیگر به کوی تندخوی تازه‌ای

هر زمان داریم با هم گفتگوی تازه‌ای

نه به مهر و ماه ماند، نه به گل‌های چمن

هست با شاخ گل ما رنگ و بوی تازه‌ای

تا به چشم پاک بینم بر رخ او، دیده را

می‌دهم از گریه هردم شست‌و‌شوی تازه‌ای

از مقیمان حریم وصلم، اما از دلم

می‌تراود شکوه چون آب از سبوی تازه‌ای

گه به یاد زلف می‌گریم، گهی از شوق خط

هر زمان دارم چو طفلان آرزوی تازه‌ای

هر قدم ضعفم به راه وصل افزون می‌شود

آب باریکم که می‌آیم به جوی تازه‌ای

از سر سبز خود ای خضر این همه خرم مباش

آن قدر قدری نمی‌دارد کدوی تازه‌ای

بس که عریانیم، چون آیینه از شرمندگی

هرکه را دیدیم، می‌سازیم روی تازه‌ای

راه عشق است این که باشد رهروانش را سلیم

هر نشان پا، مزار آرزوی تازه‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰۷به چهره خنده به گل‌های باصفا زده‌ای
  2. شمارهٔ ۹۰۸خدایا چون مرا در عاشقی ارشاد می‌دادی
  3. شمارهٔ ۹۰۹دل درین بادیه سویی دود و من سویی
  4. شمارهٔ ۹۱۰چون نگه دارد مرا زنجیر زلف سنبلی؟
  5. شمارهٔ ۹۱۱ای بت، متاع اهل ریا را چه می کنی
  6. شمارهٔ ۹۱۲شراب ای گل رعنا نهفته چند کشی
  7. شمارهٔ ۹۱۳بعد مرگ از خاک ما مست تغافل نگذری
  8. شمارهٔ ۹۱۴درین ره ای خضر از خار پا نمی‌میری
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.