پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

۳۷- سوره الصافات

۷- آیات ۸۴ تا ۹۸

إِذْ جٰاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ (۸۴) إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا ذٰا تَعْبُدُونَ (۸۵) أَ إِفْکاً آلِهَةً دُونَ اَللّٰهِ تُرِیدُونَ (۸۶) فَمٰا ظَنُّکُمْ بِرَبِّ اَلْعٰالَمِینَ (۸۷) فَنَظَرَ نَظْرَةً فِی اَلنُّجُومِ (۸۸) فَقٰالَ إِنِّی سَقِیمٌ (۸۹) فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِینَ (۹۰) فَرٰاغَ إِلیٰ آلِهَتِهِمْ فَقٰالَ أَ لاٰ تَأْکُلُونَ (۹۱) مٰا لَکُمْ لاٰ تَنْطِقُونَ (۹۲) فَرٰاغَ عَلَیْهِمْ ضَرْباً بِالْیَمِینِ (۹۳) فَأَقْبَلُوا إِلَیْهِ یَزِفُّونَ (۹۴) قٰالَ أَ تَعْبُدُونَ مٰا تَنْحِتُونَ (۹۵) وَ اَللّٰهُ خَلَقَکُمْ وَ مٰا تَعْمَلُونَ (۹۶) قٰالُوا اِبْنُوا لَهُ بُنْیٰاناً فَأَلْقُوهُ فِی اَلْجَحِیمِ (۹۷) فَأَرٰادُوا بِهِ کَیْداً فَجَعَلْنٰاهُمُ اَلْأَسْفَلِینَ (۹۸)

وقتی که آمد پروردگارش را با دلی درست (۸۴) چون گفت مر پدرش را و قومش را که چه چیز است آنکه می‌پرستید (۸۵) آیا از راه دروغ الهان غیر خدا می‌خواهید (۸۶) پس چیست گمان شما بپروردگار جهانیان (۸۷) پس نگریست نگریستنی در نجوم (۸۸) پس گفت بدرستی که من بیمارم (۸۹) پس اعراض کردند از او پشت‌کنندگان (۹۰) پس بچاره‌جویی رفت بسوی الهانشان پس گفت آیا چرا نمی‌خورید (۹۱) چیست مر شما را که سخن نمی‌گوئید (۹۲) پس رفت بر ایشان زدنی بدست راست (۹۳) پس رو آوردند سوی او می‌شتافتند (۹۴) گفت آیا می‌پرستید آنچه را می‌تراشید (۹۵) و خدا آفرید شما را و آنچه را می‌سازید (۹۶) گفتند بنا کنید برای او بنائی پس بیندازید او را در آتش بسیار شعله‌ور انبوه (۹۷) پس خواستند باو چارۀ پس کردیمشان پائینیان (۹۸)

« در بیان شکستن حضرت ابراهیم(ع) اصنام را و در آتش افکندن نمرود آن حضرت را و بَرد و سلام شدن آتش بر وی »

یاد کن آمد چو ابراهیم خوش

رب خود را با دلی خالی ز غش

چونکه گفت او با پدر و اقوام خویش

چیست اینکه می پرستیدش به بیش

از دروغ آیا خدایان غیر حق

خود اراده می کنید از ماخَلَق

پس گمانتان چیست بر پروردگار

که جز او را می پرستید از شعار

از چه جنس او را کنید اعنی گمان

که نماییدش مماثل با بتان

پس بگفتندش که امروز است عید

تو بیا با ما به صحراء بهر دید

پس نظر کرد او به حیرت در نجوم

یا که بر نجم زمین از آن رسوم

شد به فکر از قوم و افعال قبیح

گفت من زینها سقیمم نی صحیح

یعنی این استارگان را هست اُفول

کی پرستد آفلی جز گیج و گول

با شما نتوانم آمد یک قدم

باشد از اهل هوی اندر سقم

یا که باشد قلب و روح من علیل

زآنچه دارد دورم از قرب خلیل

یا تنم باشد به رنج از این قیاس

که بوند این مشرکان زو ناشناس

حاصل اینکه گفت دارم رنج و درد

کی توانم با شما شد رهنورد

روی گر دان پس شدند از وی به راه

از سرا رفتند سوی عیدگاه

ماند ابراهیم تنها در زمان

پس به خفیه شد روان سوی بتان

گفت خو ر آیا شما را نیست چون

گفت دیگر مَا لَکُم لَاتَنطِقُون

پس به پنهانی بر ایشان زد تبر

بِالْیَمِین بشکستشان اندام و سر

بِالْیَمِین یعنی که خورده بُد قسم

کآن بتان را بشکند روزی ز هم

جز بت اعظم که بر دوشش تبر

هِشت یعنی کرده او این شور و شر

آمدند از عیدگه چون قوم باز

جانب بتخانه رف تند از نیاز

آن عمل دیدند گفتند این فتن

کار ابراهیم باشد بی سخن

پس به سویش رو نمودند از شتاب

سوی نمرودش ببردند از عتاب

شرح آن را پیش گفتیم از مقال

پس به او کردند آغاز جدال

گفت آیا می پرستید از فساد

آنچه را خود می تراشید از جماد

مر شما را آفریده است آن خدا

وآنچه می سازید خود با دستها

گشت پس نمرود ملزم با خواص

شبهه لیکن تا کند بر عام و خاص

مر بناء گفتند بنیانی کنید

بهر هیزم پس به نارش افکنید

خواستند از بهر او کیدی دگر

پس بگرداندیمشان بر زیرتر

ساختیم اعنی که باطل مکرشان

شد گلستان نار پر تاب و دخان

ادامه‌ی ۳۷- سوره الصافات

  1. ۹- آیات ۱۰۴ تا ۱۱۳وَ نٰادَیْنٰاهُ أَنْ یٰا إِبْرٰاهِیمُ (۱۰۴) قَدْ صَدَّقْتَ اَلرُّؤْیٰا إِنّٰا کَذٰلِکَ نَجْزِی اَلْمُحْسِنِینَ (۱۰۵) إِنَّ هٰذٰا لَهُوَ اَلْبَلاٰءُ اَلْمُبِینُ (۱۰۶) وَ فَدَیْنٰاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ (۱۰۷) وَ تَرَکْنٰا عَلَیْهِ فِی اَلْآخِرِینَ (۱۰۸) سَلاٰم
  2. ۱۰- آیات ۱۱۴ تا ۱۲۲وَ لَقَدْ مَنَنّٰا عَلیٰ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ (۱۱۴) وَ نَجَّیْنٰاهُمٰا وَ قَوْمَهُمٰا مِنَ اَلْکَرْبِ اَلْعَظِیمِ (۱۱۵) وَ نَصَرْنٰاهُمْ فَکٰانُوا هُمُ اَلْغٰالِبِینَ (۱۱۶) وَ آتَیْنٰاهُمَا اَلْکِتٰابَ اَلْمُسْتَبِینَ (۱۱۷) وَ هَدَیْنٰاهُمَا اَلصِّرٰاطَ اَل
  3. ۱۱- آیات ۱۲۳ تا ۱۳۸وَ إِنَّ إِلْیٰاسَ لَمِنَ اَلْمُرْسَلِینَ (۱۲۳) إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ لاٰ تَتَّقُونَ (۱۲۴) أَ تَدْعُونَ بَعْلاً وَ تَذَرُونَ أَحْسَنَ اَلْخٰالِقِینَ (۱۲۵) اَللّٰهَ رَبَّکُمْ وَ رَبَّ آبٰائِکُمُ اَلْأَوَّلِینَ (۱۲۶) فَکَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُون
  4. ۱۲- آیات ۱۳۹ تا ۱۵۴وَ إِنَّ یُونُسَ لَمِنَ اَلْمُرْسَلِینَ (۱۳۹) إِذْ أَبَقَ إِلَی اَلْفُلْکِ اَلْمَشْحُونِ (۱۴۰) فَسٰاهَمَ فَکٰانَ مِنَ اَلْمُدْحَضِینَ (۱۴۱) فَالْتَقَمَهُ اَلْحُوتُ وَ هُوَ مُلِیمٌ (۱۴۲) فَلَوْ لاٰ أَنَّهُ کٰانَ مِنَ اَلْمُسَبِّحِینَ (۱۴۳) لَلَبِثَ فِی بَط
  5. ۱۳- آیات ۱۵۵ تا ۱۷۰أَ فَلاٰ تَذَکَّرُونَ (۱۵۵) أَمْ لَکُمْ سُلْطٰانٌ مُبِینٌ (۱۵۶) فَأْتُوا بِکِتٰابِکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ (۱۵۷) وَ جَعَلُوا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اَلْجِنَّةِ نَسَباً وَ لَقَدْ عَلِمَتِ اَلْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ (۱۵۸) سُبْحٰانَ اَللّٰهِ عَمّٰا
  6. ۱۴- آیات ۱۷۱ تا ۱۸۲وَ لَقَدْ سَبَقَتْ کَلِمَتُنٰا لِعِبٰادِنَا اَلْمُرْسَلِینَ (۱۷۱) إِنَّهُمْ لَهُمُ اَلْمَنْصُورُونَ (۱۷۲) وَ إِنَّ جُنْدَنٰا لَهُمُ اَلْغٰالِبُونَ (۱۷۳) فَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتّٰی حِینٍ (۱۷۴) وَ أَبْصِرْهُمْ فَسَوْفَ یُبْصِرُونَ (۱۷۵) أَ فَبِعَذٰابِنٰا یَس
همه‌ی ۳۷- سوره الصافات ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.