پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

۳۷- سوره الصافات

۹- آیات ۱۰۴ تا ۱۱۳

وَ نٰادَیْنٰاهُ أَنْ یٰا إِبْرٰاهِیمُ (۱۰۴) قَدْ صَدَّقْتَ اَلرُّؤْیٰا إِنّٰا کَذٰلِکَ نَجْزِی اَلْمُحْسِنِینَ (۱۰۵) إِنَّ هٰذٰا لَهُوَ اَلْبَلاٰءُ اَلْمُبِینُ (۱۰۶) وَ فَدَیْنٰاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ (۱۰۷) وَ تَرَکْنٰا عَلَیْهِ فِی اَلْآخِرِینَ (۱۰۸) سَلاٰمٌ عَلیٰ إِبْرٰاهِیمَ (۱۰۹) کَذٰلِکَ نَجْزِی اَلْمُحْسِنِینَ (۱۱۰) إِنَّهُ مِنْ عِبٰادِنَا اَلْمُؤْمِنِینَ (۱۱۱) وَ بَشَّرْنٰاهُ بِإِسْحٰاقَ نَبِیًّا مِنَ اَلصّٰالِحِینَ (۱۱۲) وَ بٰارَکْنٰا عَلَیْهِ وَ عَلیٰ إِسْحٰاقَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِمٰا مُحْسِنٌ وَ ظٰالِمٌ لِنَفْسِهِ مُبِینٌ (۱۱۳)

و ندا کردیم او را که ای ابراهیم (۱۰۴) بتحقیق راست گردانیدی خواب را بدرستی که ما هم چنین جزا می‌دهیم نیکوکاران را (۱۰۵) بدرستی که اینست هر آینه آن امتحانی هویدا (۱۰۶) و فدا دادیم او را ذبح بزرگی (۱۰۷) و وا گذاشتیم بر او در پسینیان (۱۰۸) سلام بر ابراهیم (۱۰۹) همچنین جزا و پاداش دهیم نیکوکاران را (۱۱۰) بدرستی که اوست از بندگان ما که مؤمنانند (۱۱۱) و بشارت دادیم او را باسحاق پیغمبری از شایستگان (۱۱۲) و برکت کردیم بر او و بر اسحق و از نسل آن دو تا نیکوکار است و ستم‌کننده مر نفسش را آشکارا (۱۱۳)

« در بیان فدا آمدن بجهت حضرت اسماعیل علیه السلام »

هم نداء کردیم ابراهیم را

راست کردی خواب خود را در فِدا

همچنین بدهیم نیکان را جزا

این بُد او را امتحانی برملا

گوسفندی پس ز جنّت جبرئیل

کرد حاضر ز امر حق نزد خلیل

گفت شد مقبولِ حق قربانی ات

پس فرستاد این فِداء در ثانی ات

تا کنی ذبح این فِدای بس عظیم

جای اسماعیل از طبع کریم

معنی ذبح عظیمم در نظر

بر دو وجه آید به تحقیق دگر

وجه اول کز براهیم همیم

آن عمل در نزد حق بس بُد عظیم

که کشد فرزند خود را با رضا

پس فدائش هم بزرگ است از خدا

ذبح اسمائیل را یعنی بدل

آمد از حق کآن بُد اعظم در عمل

وجه دیگر کآن فِداء آمد فرود

بر سماعیل عظیم الرتبه زود

خود ضمیر عظمت اعنی بس صریح

هست راجع بر پدر یا بر ذبیح

هر دو را شأنی عظیم از حضرت است

هم عظیم آن هر دو فعل از طاعت است

هم محل باشد عظیم اندر حساب

هم معظّم از ره اجر و ثواب

فرقه ای گوید ذبیح اسحاق بود

این سخن را نیست وزنی در نمود

رد آن را نیست حاجت بر دلیل

هم نه حاجت بر بیانی زین قبیل

باقی اندر آخرین ز اهل جهان

وصف نیکو زو نهادیم از عیان

بر ثنایش تا که بگشایند لب

اهل هر قرنی به تعظیم و ادب

بر براهیم از خدا باشد سلام

همچنین بدهیم نیکان را مقام

نیست فعلی بی جزا اندر یقین

این بود پاداش فعل محسنین

بُد براهیم از عباد مؤمنین

مژده دادیمش به اسحاق این چنین

او نبی ای بود هم از صالحان

هر دو را دادیم برکت در جهان

یا ز بَارَکْنَا نبوّت شد مراد

تا قیامت یا که اولاد و نژاد

نسلشان باقی است یعنی تا ابد

بعضی از ایشان نبی هم در سند

بعضی از اولادشان نیکو سنن

بعض هم ظالم به نفس خویشتن

ادامه‌ی ۳۷- سوره الصافات

  1. ۱۱- آیات ۱۲۳ تا ۱۳۸وَ إِنَّ إِلْیٰاسَ لَمِنَ اَلْمُرْسَلِینَ (۱۲۳) إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ لاٰ تَتَّقُونَ (۱۲۴) أَ تَدْعُونَ بَعْلاً وَ تَذَرُونَ أَحْسَنَ اَلْخٰالِقِینَ (۱۲۵) اَللّٰهَ رَبَّکُمْ وَ رَبَّ آبٰائِکُمُ اَلْأَوَّلِینَ (۱۲۶) فَکَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُون
  2. ۱۲- آیات ۱۳۹ تا ۱۵۴وَ إِنَّ یُونُسَ لَمِنَ اَلْمُرْسَلِینَ (۱۳۹) إِذْ أَبَقَ إِلَی اَلْفُلْکِ اَلْمَشْحُونِ (۱۴۰) فَسٰاهَمَ فَکٰانَ مِنَ اَلْمُدْحَضِینَ (۱۴۱) فَالْتَقَمَهُ اَلْحُوتُ وَ هُوَ مُلِیمٌ (۱۴۲) فَلَوْ لاٰ أَنَّهُ کٰانَ مِنَ اَلْمُسَبِّحِینَ (۱۴۳) لَلَبِثَ فِی بَط
  3. ۱۳- آیات ۱۵۵ تا ۱۷۰أَ فَلاٰ تَذَکَّرُونَ (۱۵۵) أَمْ لَکُمْ سُلْطٰانٌ مُبِینٌ (۱۵۶) فَأْتُوا بِکِتٰابِکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ (۱۵۷) وَ جَعَلُوا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اَلْجِنَّةِ نَسَباً وَ لَقَدْ عَلِمَتِ اَلْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ (۱۵۸) سُبْحٰانَ اَللّٰهِ عَمّٰا
  4. ۱۴- آیات ۱۷۱ تا ۱۸۲وَ لَقَدْ سَبَقَتْ کَلِمَتُنٰا لِعِبٰادِنَا اَلْمُرْسَلِینَ (۱۷۱) إِنَّهُمْ لَهُمُ اَلْمَنْصُورُونَ (۱۷۲) وَ إِنَّ جُنْدَنٰا لَهُمُ اَلْغٰالِبُونَ (۱۷۳) فَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتّٰی حِینٍ (۱۷۴) وَ أَبْصِرْهُمْ فَسَوْفَ یُبْصِرُونَ (۱۷۵) أَ فَبِعَذٰابِنٰا یَس
همه‌ی ۳۷- سوره الصافات ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.