پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

متفرقات

شمارهٔ ۳۵

فرو مانده‌ای گر به غم و ابتلائی

نمایم ترا ره به دار الشفائی

شفاخانه حق از سبق رحمت

هر آن درد را هست آنجا دوائی

حسین آن خداوند ملک شهادت

که از مهر او نیست برتر ولائی

بود سایه‌اش ظل ممدود باری

پناهده گر که جوید لوائی

اجابت بنام حسین است از حق

که از اضطرار کند کس دعائی

بود تا که مفتوح و ملجا جنابش

مبر جز بوی گر بری التجائی

که آسان شود مشکلی بر خلایق

جز از دست و بازوی مشگل گشائی

که باشد حقش خون‌بها جد پیمبر

ولی باب و مادرش خیرالنسائی

به مهرش بدار آدمیزاده یکدل

بر آدم نمی‌رفت هرگز خطائی

گر ابلیس از رفعتش بودی آگه

نمی‌کرد از آن سجده هرگز ابائی

ادامه‌ی متفرقات

  1. شمارهٔ ۳۷گشت دور زمانه بر دلخواه
  2. شمارهٔ ۳۸نوزده بگذشت از جیم دوم
  3. شمارهٔ ۳۹عدد صدراعظم ار خواهی
  4. شمارهٔ ۴۰مگرگذشت ز هجرت هزار و سیصد و پنج
  5. شمارهٔ ۴۱خداوند ذوالجلال روان‌بخش ذوالکرم
  6. شمارهٔ ۴۲ - در معنی کنت کنزاً مخفیاناً فأردت ان أعرفاز قدرتش یکست باشد گرت بنظر
  7. شمارهٔ ۴۳صهر شاهنشه ظهیرالدوله کاوست
  8. شمارهٔ ۴۴ - نسب‌نامهکنون خواهم دروداز حق دگر باز
همه‌ی متفرقات ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.