پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

متفرقات

شمارهٔ ۳۹

عدد صدراعظم ار خواهی

هست بی‌شک هزار و سیصد و پنج

نود و یک پس از هزار و دویست

عدد نام اوست در فرهنج

صدراعظم شد اندرین تاریخ

آنکه ویرانه‌ها از او شد گنج

چون فزائی براین عدد ده و چار

صدراعظم شود به فکر بسنج

یعنی از لطف چارده معصوم

یافت این منصب نکو بیرنج

چشم بختش نبیند از ایام

جز بگیسوی بار پیچ و شکنج

هر دو خصم افکنند و میدان تاز

فارس رزم و مهره شطرنج

لیک آن غازی است و این بازی

آن بود معجز این بود نیرنج

اختصاصش ز هر کسی است چنانک

ذوق عشق از خمار بذرالبنج

ادامه‌ی متفرقات

  1. شمارهٔ ۴۱خداوند ذوالجلال روان‌بخش ذوالکرم
  2. شمارهٔ ۴۲ - در معنی کنت کنزاً مخفیاناً فأردت ان أعرفاز قدرتش یکست باشد گرت بنظر
  3. شمارهٔ ۴۳صهر شاهنشه ظهیرالدوله کاوست
  4. شمارهٔ ۴۴ - نسب‌نامهکنون خواهم دروداز حق دگر باز
  5. شمارهٔ ۴۵ - مناجاتذوالعرش یا ذوالقدره القویه
همه‌ی متفرقات ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.