پرش به محتوای اصلی
صفای اصفهانی صفای اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۵

به تیره شب نظر آفتاب می‌بینم

رخ تو می‌نگرم یا که خواب می‌بینم

به غیر نقش خط از روی آبدار تو من

خط دو کون چو نقش بر آب می‌بینم

خراب عشق توام ورنه در عمارت خویش

بنای کون و مکان را خراب می‌بینم

نظر نداشتی ای آنکه گفتی از سر زلف

جمال شاهد جان در حجاب می‌بینم

تو طره می‌نگری من ز طره طلعت دوست

تو ابر تیره و من آفتاب می‌بینم

نه تاب هر نظرست این فروغ و تابش روی

که من در آن سر زلف به تاب می‌بینم

به چشم باز من آن روی را چو بیضه نور

عیان ز موی چو پر غراب می‌بینم

شتاب گیر دلا وصل اوست حاصل عمر

که عمر را به روش در شتاب می‌بینم

کتاب عشق ز من جو که من ز خشت سیاه

بیاض صفحه سر کتاب می‌بینم

پیاده‌ای تو ز من پرس راه وادی عشق

که خون راهروان تا رکاب می‌بینم

صفای سرم و خود را بی‌من همت پیر

به قصر خسرو مالک رقاب می‌بینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷شاهد ماهست مخفی در ظهور خویشتن
  2. شمارهٔ ۱۱۸حیرت است این کوی یاران را صلا باید زدن
  3. شمارهٔ ۱۱۹دل بردی از من به یغما، ای ترک غارت‌گر من!
  4. شمارهٔ ۱۲۰من تاجرم به دکهٔ بازار خویشتن
  5. شمارهٔ ۱۲۱سرخوان وحدت آندم که بدل صلا زدم من
  6. شمارهٔ ۱۲۲گاه دی است و نوبت فصل بهار من
  7. شمارهٔ ۱۲۳به عشق خویش مرا خوی داد دلبر من
  8. شمارهٔ ۱۲۴به تار موی بتی شد سلاسل دل من
همه‌ی غزلیات ←

صفای اصفهانی درباره‌ی صفای اصفهانی

محمدحسین صفای فریدنی معروف به صفای اصفهانی (زادهٔ ۱۲۶۹ هجری قمری در فریدن در غرب استان اصفهان، درگذشته به سال ۱۳۲۲ هجری قمری) از شاعران فارسی‌سرای ایران در قرن سیزدهم هجری می‌باشد. وی تحصیلات ابتدایی را در فریدن و اصفهان پشت سر گذاشت. سپس به همراه برادرش علی‌محمد متخلص به حکیم به تهران رفت و در تهران به تحصیل مشغول گش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.