پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

رباعیات

شمارهٔ ۳۷

چون در نظر تو یار و اغیاری هست

در تصفیهٔ قلب، تو را کاری هست

چشم و دل و گوش تو همه اغیارند

تا در تو ز هستی تو آثاری هست

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۳۹آن کس که حیا ندارد او انسان نیست
  2. شمارهٔ ۴۰نوری ز حقیقت به تو همسیر تو نیست
  3. شمارهٔ ۴۱بی ذکر تو هیچ زنده ای نیست که نیست
  4. شمارهٔ ۴۲بی یاد خدا ذی نفسی نیست که نیست
  5. شمارهٔ ۴۳در دیده ات از نور حقیقت اثری نیست
  6. شمارهٔ ۴۴دردی طلب از خدا دوا چیزی نیست
  7. شمارهٔ ۴۵بگذر ز سوا که ماسوا چیزی نیست
  8. شمارهٔ ۴۶جامی است جهان به دست یک ساقی نیست
همه‌ی رباعیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.