پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

رباعیات

شمارهٔ ۴۳

در دیده ات از نور حقیقت اثری نیست

در دل ز سراپردهٔ سرت نظری نیست

آگاه شوی گر تو ز سر نفس خویش

دانی که تو را یک نفس از وی گذری نیست

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۴۵بگذر ز سوا که ماسوا چیزی نیست
  2. شمارهٔ ۴۶جامی است جهان به دست یک ساقی نیست
  3. شمارهٔ ۴۷صد حیف که عمرم به خسارت بگذشت
  4. شمارهٔ ۴۸خود آمده زنده مرده می باید رفت
  5. شمارهٔ ۴۹بر دایرهٔ جهان چو پرگار مپیچ
  6. شمارهٔ ۵۰هر چد که یار، یار دیگر دارد
  7. شمارهٔ ۵۱خوش آن که مقام بر در دل ها کرد
  8. شمارهٔ ۵۲گویند به طالب که سفر باید کرد
همه‌ی رباعیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.