پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

رباعیات

شمارهٔ ۴۴

دردی طلب از خدا دوا چیزی نیست

بی درد مشو که بینوا چیزی نیست

در حالت نزع، عقل بی تدبیری است

کشتی چو شکست ناخدا چیزی نیست

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۴۶جامی است جهان به دست یک ساقی نیست
  2. شمارهٔ ۴۷صد حیف که عمرم به خسارت بگذشت
  3. شمارهٔ ۴۸خود آمده زنده مرده می باید رفت
  4. شمارهٔ ۴۹بر دایرهٔ جهان چو پرگار مپیچ
  5. شمارهٔ ۵۰هر چد که یار، یار دیگر دارد
  6. شمارهٔ ۵۱خوش آن که مقام بر در دل ها کرد
  7. شمارهٔ ۵۲گویند به طالب که سفر باید کرد
  8. شمارهٔ ۵۳هر صبح ز گریه رخ ترم باید کرد
همه‌ی رباعیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.