پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

رباعیات

شمارهٔ ۳۴

زاهد نخورد باده که بدنامی اوست

پرهیز ز می کشان نکونامی اوست

با خلق گرفت و گیر از بی خردی است

در دیگ، خروش و جوش از خامی اوست

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۳۶با هر که دل رمیدهٔ ما پیوست
  2. شمارهٔ ۳۷چون در نظر تو یار و اغیاری هست
  3. شمارهٔ ۳۸تا پیش خدایت سفری حاجت نیست
  4. شمارهٔ ۳۹آن کس که حیا ندارد او انسان نیست
  5. شمارهٔ ۴۰نوری ز حقیقت به تو همسیر تو نیست
  6. شمارهٔ ۴۱بی ذکر تو هیچ زنده ای نیست که نیست
  7. شمارهٔ ۴۲بی یاد خدا ذی نفسی نیست که نیست
  8. شمارهٔ ۴۳در دیده ات از نور حقیقت اثری نیست
همه‌ی رباعیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.