پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

رباعیات

شمارهٔ ۳۱

در مذهب ما که کفر و اسلام یکی است

صبح شادی و ماتم شام، یکی است

صید و صیاد، هر دو را نیست دویی

چشمی بگشا که گور و بهرام یکی است

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۳۳پیدا و نهان و آشکارا همه اوست
  2. شمارهٔ ۳۴زاهد نخورد باده که بدنامی اوست
  3. شمارهٔ ۳۵چندین نقشی که زیر این چرخ دوروست
  4. شمارهٔ ۳۶با هر که دل رمیدهٔ ما پیوست
  5. شمارهٔ ۳۷چون در نظر تو یار و اغیاری هست
  6. شمارهٔ ۳۸تا پیش خدایت سفری حاجت نیست
  7. شمارهٔ ۳۹آن کس که حیا ندارد او انسان نیست
  8. شمارهٔ ۴۰نوری ز حقیقت به تو همسیر تو نیست
همه‌ی رباعیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.