پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۷۸

از شفق هر صبح سازد چهره خونین آفتاب

تا مگر آید به چشم خلق رنگین آفتاب

از بهشت روشنایی روزنی واکرده است

در دل هر ذره از مژگان زرین آفتاب

تا مگر روی ترا ز آیینه بیند پیشتر

می جهد هر صبحدم از خواب شیرین آفتاب

دامن فکر بلند آسان نمی آید به دست

زرد شد تا مطلعی را کرد رنگین آفتاب

ترک خواب صبح کن صائب که در خون شفق

روی می شوید به خون از خواب شیرین آفتاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۸۰در هوای ابر لازم نیست در مینا شراب
  2. غزل شمارهٔ ۸۸۱کی سفیدی می تواند شد به چشم ما نقاب؟
  3. غزل شمارهٔ ۸۸۲چشم عاشق خاک کوی دلستان بیند به خواب
  4. غزل شمارهٔ ۸۸۳گرچه افکندم به روغن، نان خلق از خوی چرب
  5. غزل شمارهٔ ۸۸۴مد کوتاهی است صبح از دفتر احسان شب
  6. غزل شمارهٔ ۸۸۵بی قراران را ازان یکتای بی همتا طلب
  7. غزل شمارهٔ ۸۸۶پا منه زنهار بی اندیشه در جای غریب
  8. غزل شمارهٔ ۸۸۷مگر از خانه بیرون آمد آن گل بی حجاب امشب؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.