پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۷۸

بر دل ارباب حاجت دست خود بی زر منه

آستین خشک را بر دیده های تر منه

دولت ده روزه دنیا بود نقشی بر آب

دل به نقش موج در دریای بی لنگر منه

چشم بر راه تو دارد از نگین دان تاج زر

دل به زندان صدف زنهار چون گوهر منه

بستر آرام رهرو دامن منزل بود

تا نگیری دامن منزل به بالین سر منه

جز در دل نیست امید گشاد از هیچ در

تا در دل می توان زد دست بر هر در منه

تا در آتش می توان بودن، مکن یاد بهشت

هست تا خون جگر، لب بر لب کوثر منه

نقد خود را نسیه کردن نیست کار عاقلان

بر زمین پیش خسیسان چهره چون زر منه

تا نسازی قطره خود را درین دریا گهر

دست خود را چون صدف بر روی یکدیگر منه

می به روی تازه رویان نشأه دیگر دهد

در بهاران صائب از کف شیشه و ساغر منه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۸۰از دل سودایی ما آسمان رنگ است کوه
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۸۱تیشه زد بر پای خود هر کس که زد بر پای کوه
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۸۲صباحت آب در گلزارش از جوی گهربسته
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۸۳به ساغر نقل کرد از خم شراب آهسته آهسته
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۸۴به مطلب می رسد جویای کام آهسته آهسته
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۸۵به من شد نرم آن نامهربان آهسته آهسته
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۸۶نه تبخاله است بر گرد دهان یار افتاده
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۸۷مدان از بی نیازی طبع من گر سرکش افتاده
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.