پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۸۴

به مطلب می رسد جویای کام آهسته آهسته

ز دریا می کشد صیاد دام آهسته آهسته

به مغرب می تواند رفت در یک روز از مشرق

گذارد هر که چون خورشید گام آهسته آهسته

به همواری بلندی جو که تیغ کوه را آرد

به زیر پای، کبک خوشخرام آهسته آهسته

ز تدبیر جنون پخته کار عقل می آید

که مجنون آهوان را کرد رام آهسته آهسته

مشو از زیردست خویش ایمن در زبردستی

که خون شیشه را نوشید جام آهسته آهسته

خیال نازک آخر می فروزد چهره شهرت

مه نو می شود ماه تمام آهسته آهسته

دلی از آه می گفتم شود خالی، ندانستم

که پیچد بر سراپایم چو دام آهسته آهسته

به شکرخند ازان لبهای خوش دشنام قانع شو

که خواهد تلخ گردید این مدام آهسته آهسته

اگر چه رشته از بار گهرپیچان و لاغر شد

کشید از مغز گوهر انتقام آهسته آهسته

اگر نام بلند از چرخ خواهی صبر کن صائب

ز پستی می توان رفتن به بام آهسته آهسته

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۸۶نه تبخاله است بر گرد دهان یار افتاده
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۸۷مدان از بی نیازی طبع من گر سرکش افتاده
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۸۸مگر در باغ راه جلوه جانانه افتاده؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۸۹شنیدم آه گرمی با تو گستاخانه سرکرده
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۹۰که یارب گرم در رخسار آن نازک میان دیده؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۹۱می‌دهد عشق به شمشیر صلا بسم الله
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۹۲خنکی در اسد از مهر جهانگیر مخواه
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۹۳سرو من طرح نو انداخته‌ای یعنی چه؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.