پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۹۲

خطر دارد به محفل از کمند وحدت افتادن

به گرداب بلا از حلقه جمعیت افتادن

کنون کز گرم رفتاری چراغی می شود روشن

گرانجانی است چون سنگ مزار از غفلت افتادن

ترا آن روز اهل دل شمارند از سبکباران

که بتوانی به رقص از بانگ طبل رحلت افتادن

ز اخوان راضیم تا دیدم انصاف خریداران

گوارا کرد بر من چاه را از قیمت افتادن

ترقی در تنزل بوده است اقبالمندان را

که ابراهیم ادهم شد تمام از دولت افتادن

درخت خشک از سعی بهاران برنمی گیرد

چه حاصل در کهنسالی به فکر طاعت افتادن؟

شکایت می کنند از تنگدستی کوته اندیشان

که کافر نعمتی بار آورد در نعمت افتادن

برات سرنوشت آسمانی برنمی گردد

چه لازم در طلسم اختیار ساعت افتادن؟

نیندازد زوال از حال خود خورشید تابان را

چه نقصان پاک گوهر را ز اوج عزت افتادن؟

مدار از حسن نیت دست در کار جهان صائب

که طاعت می کند اوقات را، خوش نیت افتادن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۹۴به تدبیر خرد سر پنجه نتوان با قضا کردن
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۹۵چو نتوان بر کنار افتاد با بحر از شنا کردن
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۹۶عنان مصلحت در عشق می باید رها کردن
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۹۷سرشک تلخ را مشک بود صاحب اثر کردن
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۹۸ز کوی یار آسانی کی توان قطع نظر کردن؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۹۹چه باشد جان که نتوان صرف راه دلستان کردن؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۰۰ز دل مجموعه ای هر روز املا می توان کردن
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۰۱به حسن خلق دلها را مسخر می توان کردن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.