پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۸۱

می کشد دامن چو زلف سرکش او بر زمین

می نهد در چین ز غیرت ناف و آهو بر زمین

گل چه حد دارد تواند چهره شد با عارضش؟

آن که مالید آفتاب و ماه را رو بر زمین

خفتگان خاک را صبح قیامت می شود

سایه هر جا افکند آن قد دلجو بر زمین

خوشه چینان خوشه پروین به دامن می برند

هر کجا ریزد عرق از چهره او بر زمین

پنجه خورشید می گردد گریبانگیر خاک

پای خود هر جا گذارد آن پریرو بر زمین

پاک می سازد ز دین و دل بساط خاک را

چون کشد دامان ناز آن عنبرین مو بر زمین

پشت دست عجز، ماه عید با آن سرکشی

می گذارد پیش طاق آن دو ابرو بر زمین

تا دکان حسن او شد باز در مصر وجود

از کسادی می زند یوسف ترازو بر زمین

من کیم تا آرزوی خواب آسایش کنم؟

آسمان نگذاشت در جایی که پهلو برزمین

کی مربع می نشیند در صف دانشوران؟

پیش استاد آن که ننشیند دو زانو بر زمین

غوطه زد در خاک تا تیر هوایی شد بلند

سرکشان را زود می مالد فلک رو بر زمین

در برومندی نسازد هر که دلها را خنک

می کند صائب گرانی سایه او بر زمین

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۸۳می از خود آورد بیرون ایاغ لاله رخساران
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۸۴نباشد لقمه ای بی خون دل بر خوان درویشان
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۸۵اگر بر زخم کافر نعمتان باشد گران پیکان
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۸۶ز چشم ظالم او چون نیندیشند معصومان؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۸۷ز بی دردی نمی سازم به صندل دردسر پنهان
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۸۸مکن آزادگان را جستجو از این و آن پنهان
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۸۹چه آسان است با بی برگی احرام سفر بستن
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۹۰به امید اقامت دل به اسباب جهان بستن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.