پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۲۸

چندان که چو خورشید به آفاق دویدیم

ما پیر به روشندلی صبح ندیدیم

یک بار نجست از دل ما ناوک آهی

از بار گنه همچو کمان گرچه خمیدیم

چون شمع درین انجمن از راستی خویش

غیر از سر انگشت ندامت نگزیدیم

افسوس که با دیده بیدار چو سوزن

خار از قدم آبله پایی نکشیدیم

چون لاله دلسوخته در گلشن ایجاد

بی خون جگر قطره آبی نچشیدیم

هر چند چو گل گوش فکندیم درین باغ

حرفی که برد راه به جایی نشنیدیم

از آب روان ماند بجا سبزه و گلها

ما حاصل ازین عمر سبکسیر ندیدیم

شد ناوک ما گر زدل سنگ ترازو

بر دوش کمان دست نوازش نکشیدیم

شد کوزه نرگس سر بی مغز حریفان

ما یک گل ازان گوشه دستار نچیدیم

اول ثمر پیشرسش قرب خدا بود

پیوند خود از هر چه درین باغ بریدیم

بیرون ننهادیم ز سر منزل خود پای

چندان که درین دایره چون چشم پریدیم

کردیم تلف عمر به غواصی این بحر

در هیچ صدف گوهر انصاف ندیدیم

صائب به مقامی نرسیدیم ز سستی

از خاک چو نی گرچه کمر بسته دمیدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۳۰یک عمر ز هر خار و خسی ناز کشیدیم
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۳۱تا سر به گریبان تماشا نکشیدیم
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۳۲ما طالع جمعیت اسباب نداریم
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۳۳یک چشم زدن فرقت می تاب نداریم
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۳۴ما فکر لباس و غم دستار نداریم
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۳۵بر دل غم سیم و زر دنیا نگذاریم
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۳۶ما فرق به تردستی حاتم نفروشیم
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۳۷اشک است درین مزرعه تخمی که فشانیم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.