پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۶

به محفل تو که خاموش بود سپند آنجا

کراست زهره که سازد صدا بلند آنجا؟

ز مکر سبحه شماران خدا نگه دارد!

که صد سرست به یک حلقه کمند آنجا

بهشت را چه کنی، مگذر از مقام رضا

که زهر چشم گواراست همچو قند آنجا

در آن حریم خموشم که نغمه منصور

شنیده اند مکرر ز هر سپند آنجا

کشیده دار عنان چون سخن به عشق رسد

که پی ز تیزی ره می شود سمند آنجا

ز دار و گیر فلک فارغند آگاهان

شکار غافلی افتد مگر به بند آنجا

تو مست خواب و قدح های فیض در دل شب

تمام چشم که دستی شود بلند آنجا

ز زلف او خبر دل که آورد صائب؟

چنین که پای نسیم صباست بند آنجا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۸رسیدگی ز مطالب گذشتن است اینجا
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۹به تیغ کج نشود راست هیچ کار اینجا
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۰خوش آن که از دو جهان گشت بی نیاز اینجا
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۱عیار حسن ز صاحب نظر شود پیدا
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۲عجب که یک دلِ خوش در جهان شود پیدا
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۳چه می کنند حریفان عشق صهبا را؟
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۴فکنده ایم به امروز کار فردا را
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۵چه نسبت است به گردنکشی مدارا را؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.