پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۷

روشن است از دل بی کینه ما سینه ما

گوهر ماست چراغ دل گنجینه ما

گرچه در نافه ما جز جگر سوخته نیست

جگر نافه بود داغ ز پشمینه ما

(صبح شنبه به نظر جلوه کند مستان را

از فروغ می گلگون شب آدینه ما)

گر شود موجه دریای حوادث صیقل

نیست ممکن که شود صیقلی آیینه ما

دل ما را بشکن گوهر اگر می خواهی

که شکست است کلید در گنجینه ما

جای شکرست که امسال شد از گردش چرخ

چون می کهنه گوارا غم دیرینه ما

چشم زخمی ز گرانان جهان گر نرسد

خطر از سنگ ندارد دل آیینه ما

هر کماندار که از دست قضا قبضه گرفت

می کند دست روان بر ورق سینه ما

کار فانوس کند در دل شبها صائب

خانه ما ز صفای دل بی کینه ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۹مشرق مهر بود سینه بی کینه ما
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۰چرخ پر گوهر شب تاب شد از گریه ما
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۱از بساط فلک آن سوی بود بازی ما
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۲علم نصرت ما آه سحرگاهی ما
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۳دل نگردید شب وصل تهی از گله‌ها
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۴کمال حسن کجا، دیده پر آب کجا؟
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۵به مجلسی که کشی از نقاب بند آنجا
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۶به محفل تو که خاموش بود سپند آنجا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.