پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۱

گریه بسیار بود نو به وجود آمده را

خاک زندان بود از چرخ فرود آمده را

نیست چون ماتمیان کار به جز گریه و آه

به سراپرده این چرخ کبود آمده را

حاصلی نیست به جز شستن دست از هستی

خواب، در رهگذر سیل فرود آمده را

چون برآید ز گریبان سر خجلت فردا

پیش درگاه لئیمان به سجود آمده را؟

ساحلی نیست به جز دامن صحرای عدم

خس و خاشاک به دریای وجود آمده را

نیست جز وحشت ازین عالم پرشور نصیب

جان از غیب به صحرای شهود آمده را

لازم ذات بود سرکشی و مغروری

همچو ابلیس ز آتش به وجود آمده را

نیست یک چشم زدن بیش حیاتش چو شرر

صائب از پرده برون بهر نمود آمده را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۳شوق اگر قافله سالار شود قافله را
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۴نشد از روی تو سیراب نظر آینه را
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۵چند بر کوردلان جلوه دهم معنی را؟
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۶لب میگون تو خمار کند تقوی را
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۷گریه از دل نبرد کلفت روحانی را
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۸خوش کن از لاله رخان زلف پریشانی را
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۹تا به کی در ته زنگار بود خنجر ما؟
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۰هست پیوسته به دریای کرم گوهر ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.