پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۳

شوق اگر قافله سالار شود قافله را

راه خوابیده پر و بال شود راحله را

دعوی پوچ دلیل است به نقصان کمال

رهزنی نیست به غیر از جرس این قافله را

خار اگر رحم به این بسته زبانان نکند

کیست دیگر که گشاید گره آبله را؟

گشت آرامش دل باعث آسایش زلف

که سکون سرمه آواز بود سلسله را

نفس سوخته گرمروان طلب است

هر سیاهی که نمایان بود این مرحله را

سر بی مغز به اقبال هما می نازد

سایه تاک کند مست تنک حوصله را

چون جمادی طرف روح تواند گشتن؟

نبود رتبه تحسین به موقع صله را

پیشوایان جهان امن از ابلیس نیند

صائب از گرگ خطر بیش بود سر گله را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۵چند بر کوردلان جلوه دهم معنی را؟
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۶لب میگون تو خمار کند تقوی را
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۷گریه از دل نبرد کلفت روحانی را
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۸خوش کن از لاله رخان زلف پریشانی را
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۹تا به کی در ته زنگار بود خنجر ما؟
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۰هست پیوسته به دریای کرم گوهر ما
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۱حلقه هر در باغی نشود دیده ما
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۲گرچه از درد خزانی شده رخساره ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.