پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۶۶

غیر عبرت هیچ چیز از دار دنیا برمدار

هر چه را خواهی ز چشم انداخت از جا برمدار

لنگر پرواز روح عرش جولان می شود

سوزنی زین خاکدان باخود چو عیسی برمدار

چشم اگر داری که گردی عین دریا چون حباب

تا دم آخر نظر از روی دریا برمدار

حرف حق گفتن به خون خویش فتوی دادن است

پنبه چون حلاج از مستی ز مینا برمدار

مد عمر جاودان در خاکدان دهر نیست

دست خود چون موج ازدامان دریا برمدار

تابه حسن کار خود گردن نیفرازی چو کوه

چشم خود ای کوهکن از کارفرما برمدار

ز انتظار خارهای تشنه لب غافل مشو

بی توقف در بیابان طلب پا برمدار

اره گر بر سرگذارندت درین بستانسرا

دست خود چون شانه زان زلف چلیپا برمدار

زندگانی بی شراب تلخ باشد ناگوار

تا لب گور از لب پیمانه لب رابرمدار

دامن ساقی مده از دست تا از توست دست

چشم تا بازست ،چشم از چشم شهلا برمدار

گرچه صائب چون صدف گوهر فشانی از دهن

مهر خاموشی ز لب در پیش دریا برمدار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۶۸آرزو در دل بسوزان، عود در مجمر گذار
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۶۹فارغ از دامند مرغان سبک پر در گذار
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۷۰دل چو شبنم آب کن رو در گلستانش گذار
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۷۱من نمی آیم به هوش از پند، بیهوشم گذار
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۷۲اشک در چشم من بیتاب چون گیرد قرار؟
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۷۳دل کجا در سینه ویرانه می گیرد قرار؟
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۷۴بیقرار عشق در یک جا نمی گیرد قرار
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۷۵خون دل تا هست چشم تر نمی گیرد قرار
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.