پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۴۷

ای زیاد لعل میگون تو کام جان لذیذ

در فراقت در دل شبهای تار افغان لذیذ

گرچه در شیرینی و لذت مثل آمد نبات

حاش لله کان بود همچون لب جانان لذیذ

از در و دیوار جانان حسن می ریزد مدام

زان زلیخا را بود نظاره زندان لذیذ

بردن نام خدنگت کام جان شیرین کند

تیر مژگان ترااز بس بود پیکان لذیذ

گرچه آب تیغ او باشد گوارادر مذاق

لیک صائب راست آب خنجر مژگان لذیذ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۴۹ز شور عشق مرا شد دل خراب لذیذ
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۵۰از حب جاه خواری دنیا شود لذیذ
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۵۱چندان که خواب صبح بود بر جوان لذیذ
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۵۲پاک گوهر را سزوارست اوج اعتبار
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۵۳آب گوهر از تهی چشمان نمی شوید غبار
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۵۴برد دستم رابیاض گردن جانان ز کار
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۵۵زخم را آماده شو چون شد مساعد روزگار
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۵۶بیشتر گردد دل نازک ز غمخواران فگار
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.