پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۵۴

برد دستم رابیاض گردن جانان ز کار

دست را سازد بیاض خوش قلم بی اختیار

از بیاض گردن او در نظرها شد عزیز

بود اگر حکم بیاضی پیش از بی اعتبار

چون چراغ صبحدم خورشید می لرزد به جان

تا بیاض گردن سیمین او شد آشکار

عاشقان را از تماشای بهشت وجوی شیر

کرد مستغنی بیاض گردن آن گلعذار

نیست گر صبح قیامت گردنش،چون دیده ها

می پرد چون نامه در نظاره اش بی اختیار؟

آنچه با رخسار یوسف اخوان نکرد

می کند با گردن او عکس زلف تابدار

زلف مشکین کی حجاب گردن او می شود؟

پرده شب را فروغ صبح سازد تارومار

بی نیاز از شمع کافوری است صائب مرقدش

خون هر کس رابه گردن گیرد آن سیمین عذار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۵۶بیشتر گردد دل نازک ز غمخواران فگار
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۵۷مردمک را سیر کن در حلقه چشم نگار
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۵۸پرده مشکین به چشم شوخ بسته است آن نگار؟
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۵۹می برد خواهی نخواهی دل زمردم خط یار
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۶۰ای دل غافل زمانی از گریبان سر برآر
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۶۱پیچ و تاب خط بر آن رخسار گلرنگ است بار
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۶۲بر لب بام خطر باشد مکان اعتبار
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۶۳می پرستان را به دل ننشیند از دشمن غبار
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.