پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۶۱

پیچ و تاب خط بر آن رخسار گلرنگ است بار

جلوه طوطی بر این آیینه چون زنگ است بار

هر که خود را یافت پهلو می‌کند خالی ز خلق

بر درخت خوش‌ثمر، پیوند چون سنگ است بار

بی‌دماغان را دماغ ناله بلبل کجاست؟

بوی گل چون غنچه ما را بر دل تنگ است بار

جوش اشکم شیشه افلاک را در هم شکست

بر تنگ‌ ظرفان می پرزور چون سنگ است بار

نیست پروای نفس آیینه تاریک را

بر دل روشن حضور خلق چون زنگ است بار

صلح اگر خوش‌تر بود از جنگ پیش عاقلان

بر دل آزادگان، هم صلح و هم جنگ است بار

گله آهوی وحشی را شبان در کار نیست

بر دل سوداییان عشق، فرهنگ است بار

شیشه سربسته خون در دل کند مخمور را

طوطی خاموش بر آیینه چون زنگ است بار

دل‌خراشان پرده چشم و غبار خاطرند

سایه فرهاد بر کوه گران‌سنگ است بار

گر سخن بی‌پرده گوید کلک صائب دور نیست

بر نوای بلبل شوریده، آهنگ است بار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۶۳می پرستان را به دل ننشیند از دشمن غبار
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۶۴پاس درد و داغ عشق از دیده های شوردار
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۶۵شوختر گردد شود چون خال از خط بالدار
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۶۶غیر عبرت هیچ چیز از دار دنیا برمدار
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۶۷از زمین برخاستن چشم از زمین داران مدار
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۶۸آرزو در دل بسوزان، عود در مجمر گذار
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۶۹فارغ از دامند مرغان سبک پر در گذار
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۷۰دل چو شبنم آب کن رو در گلستانش گذار
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.