پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۹۱

خط ازان صفحه رخسار سخنساز شود

طوطی از پرتو این آینه غماز شود

در ته زلف، رخش پرده گداز نظرست

آه ازان روز که این آینه پرداز شود

از نظربازی بی پرده ارباب سخن

چشم کم حرف تو وقت است سخنساز شود

بحر کم ظرفتر از جام حباب است آنجا

لب میگون تو چون حوصله پرداز شود

اگر از کوی تو اندیشه پرواز کنم

نقش بر بال و پرم چنگل شهباز شود

بر رخ صبح، شفق پنجه خونین مالید

این سزایش که دگر پرده در راز شود

برگشاد دل ما دست ندارد تدبیر

به دریدن مگر این نامه ز هم باز شود

دل ما نیست تنک ظرف شکایت صائب

صبح محشر سر این شیشه مگر باز شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۹۳گوهری نیست سخنهاش که از گوش شود
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۹۴از نظر دور کِی آن خط بناگوش شود؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۹۵باده در شیشه و پیمانه من سنگ شود
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۹۶حرص را تشنگی افزون به زر و مال شود
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۹۷باده کو تا به من آن تلخ زبان رام شود؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۹۸اگر از همسفران پیشتر افتم چه شود؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۹۹گر ز رخسار شوی باغ و بهارم چه شود؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۰۰در سر زلف تو مجنون دل فرزانه شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.