پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۷۰

کی به وصل از سینه عاشق تمنا کم شود؟

نیست ممکن تشنگی از آب دریا کم شود

دامن صحرا نبرد ازخاطر مجنون غبار

این نه آن گرد است کز دامان صحرا کم شود

می کند شور محبت را خموشی مایه دار

چون سر خم باز باشد جوش صهبا کم شود

گر به روغن کشتن آتش بود صورت پذیر

ممکن است از روغن بادام سودا کم شود

از دورویان در جهان آثار یکرنگی نماند

کاش زین گلزار این گلهای رعنا کم شود

گرچه در سنگ ملامت چون شرر گردد نهان

از سر دیوانه هیهات است سودا کم شود

نیست ممکن پختگی تحصیل کردن در وطن

خامی عنبر کجا از جوش دریا کم شود؟

با نفس نتوان غبار از سینه آیینه برد

عشق دردی نیست کز تدبیر عیسی کم شود

دیده آیینه را در خواب کردن مشکل است

خیره چشمان را کجا ذوق تماشا کم شود؟

رشته طول امل را حرص می سازد دراز

حرص هیهات است از پیران دنیا کم شود

برق اگر درهم نوردد صائب این گلزار را

نیست ممکن خاری از باغ تمنا کم شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۷۲حاش لله از ملامت شوق جانان کم شود
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۷۳گفتگو از عقد دندان گوهر غلطان شود
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۷۴حسن چو بی پرده شد دلها به خون غلطان شود
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۷۵حرف زن تا بر لب عیسی نفس سوزن شود
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۷۶خاک نتواند حجاب دیده روشن شود
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۷۷چند قرب یار از غفلت حجاب من شود؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۷۸از حریصان تشنه چشمی حرص را افزون شود
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۷۹حق طلب آسوده در دنیای باطل کی شود؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.